چرا کمال طلب ها علاقه ای به رهایی از کمال طلبی ندارند

چرا کمال طلب ها علاقه ای به رهایی از کمال طلبی ندارند؟

مدت زمان تخمینی برای مطالعه این مقاله ی تخصصی از سری درمان کمال گرایی، ۸ دقیقه می باشد.

 

متاسفانه موردی که اکثر افراد کمال طلب در آن مشترک هستند، این است که نه تنها کمال طلبی (کمال گرایی) را عیب نمی دانند بلکه بیشتر مواقع آن را یک ویژگی مفید ذاتی و یک حسنِ خلق، تلقی می کنند! در این مقاله قصد داریم ببینیم چه عواملی است که این باور را در افراد کمال طلب بوجود می آورد که دوست ندارند به درمان کمال گرایی روی آورند؟ یا به عبارت بهتر چرا کمال طلب ها علاقه ای به رهایی از کمال طلبی ندارند؟ باهم در ارتقا باشیم…

موفقیت های قبلی، عاملی در عدم رهاییِ کمالطلبی

افراد کمال طلب همواره موفقیت هایی را مدیون کمالطلبی خود هستند که این موفقیت ها نتایج بسیار خشنود کننده و غره آوری را برایشان به بار داشته است. به عنوان مثال، یک درآمد خوب بخاطر ریزبینی و کمال دقتشان در کار، قبولی در کنکور، بدلیل وسواس بالایی که در درس خواندن نشان داده اند، خانه ی زیبایی که در آن زندگی می کنند و در هنگام ساخت آن زحمات فراوانی برایش کشیده اند و …! این شاید مهمترین عاملی است که یک فرد کمالطلب را از کنار گذاشتن این عادت بر حذر میدارد که مبادا موفقیت های آینده را نیز بخاطر درمان کمال گرایی اش از دست بدهد. این در حالی است که کمالطلبی به سان سیب زیبایی است که داخلی گندیده دارد. هرچند ظاهری زیبا دارد و حتی شاید قسمت های کوچکی از آن بسیار پربار باشند، اما قبول کنید که هیچگاه یک سیب زیبا را که داخلی گندیده دارد، تنها به خاطر یک گاز خوشمزه تا آخر نمی خورید.

رجوع شود به مقاله: عواقب کمال طلبی!

اغلب کمال طلب ها احساس میکنند یک سر و گردن از بقیه بالاترند

مورد دیگری که بسیاری از افراد کمال طلب به آن می بالند، حسی است که به آن ها می گوید: یک درجه از دیگران بالاتر هستی! این افراد بدلیل عارضه کمال طلبی، اغلب بیش از دیگران تلاش می کنند، بیش از دیگران دقت و وسواس به خرج می دهند، بیش از دیگران در مسائل عمیق می شوند و این باعث می گردد تا احساسی در آن ها به وجود بیاید که دیگران را به کم کاری و اهمال کاری، سرسری گرفتن موضوعات و حتی گاه سو استفاده متهم بکنند! از مدیری که تمام نامه های شرکت را از لحاظ نگارشی، چندین بار بررسی می کند، گرفته تا دانش آموزی که چندین کتاب غیر درسی را برای ۳ واحد درسی دانشگاهی زیر و رو می کند، حال آنکه شاید اصلا فرصت نکند جزوه استاد را یک بار هم مطالعه کند! حتی مادری که برای پاک کردن سبزی، از کوچکترین برگ های سبزیجات به سادگی رد نمی شود و پیش خود احساس غرور می کند که در حال حفاظت از اموال خانواده است. این رفتار ها، همه و همه یک حس برتر بودن را نسبت به دیگر مدیران و دانش آموزان و مادران به فرد القا می کند.

 عدم نارضایتی از وضع موجود

این مورد، شاید بسیار مرتبط با مطلب قبلی باشد. زیرا فرد کمال طلب بدلیل حس برتری که نسبت به دیگران دارد، از وضع موجود راضی است و تنها زیبایی سیب را می بیند! حال آنکه اغلب یا بی خبرند و یا نمی خواهند به خود بقبولانند که داخل این سیب گندیده است! این موضوع را با یک مثال به پایان می برم. بچه که بودم یکی از بزرگان فامیل همیشه هنگام نصیحت من مثالی را بدین مضمون میزد: «هنگامی که دبیرستان بودم، موقع امتحانات وقتی با دوستانم تماس می گرفتم، متوجه می شدم با اینکه قبل از آن ها شروع به مطالعه کرده ام اما اکثرا عقب تر از آن ها بودم! حال آنکه بعد از نتایج مشخص می شد که چه کسی بهتر کتاب را مطالعه کرده!» این بزرگوار همیشه به این موضوع رضایت داشت که حتی از پاورقی های کتاب نیز برای خودش سوال مطرح می کرد! اما هیچ گاه به این فکر نکرد که در بهترین ایام نوجوانی، زمان های تفریح و بازی و سرگرمی خود را هم به دست و پنجه نرم کردن با مواردی گذرانده که در مجموع نقش چندانی در زندگیش ایفا نکرده اند!

کمالطلبی به عنوان یک ارزش

قبول کنید آن عاملی که باعث شود فردی دقیق تر، نکته سنج تر، حساس تر و بطور کلی باریک بین تر گردد، برای وی تبدیل به ارزش خواهد شد. پس افرادی که چنین عاملی را دارند افراد با ارزش و افراد فاقد این خصلت در نزد وی بی ارزش تلقی می گردند. حال فارغ از اینکه چنین نکته سنجی و حساسیت و دقتی، چقدر زمان و انرژی از فرد می گیرد؟ سوال مهم تر اینکه، چنین زمان و انرژی صرف شده ای چه مقدار بازدهی خواهد داشت؟ چه مقدار درآمد به بار می آورد؟ چه مقدار آرامش و آسایش و رفاه در زندگی به دنبال دارد که اگر صرف امور دیگری می شد نتایج کمتری به بار می آورد؟

من خوبم تو نه

کمالطلبی  باوری را در فرد به وجود می آورد که فکر می کند همیشه حق با وی است. فکر می کند درست ترین تفکر را در بین اطرافیانش داراست. البته این باور بسته به میزان کمالطلبی فرد، شدت و ضعف دارد ولی تا حدودی در همه افراد کمالطلب چنین باوری شکل گرفته است. این باور باعث می شود افراد دیگر را که کمال طلبی کافی را در انجام امور به کار نمی گیرند، افرادی با رفتار غلط، گاه نا پسند و گاه غیر مسئول بنامند! معلمی که برای آماده سازی یک موضوع برای تدریس، ساعت ها وقت صرف می کند و البته هنگام آموزش آن نیز بیش از زمان مقرر را برای آن می گذارد، معلم های دیگر را که میزان کمتری وقت، صرف تهیه مطالب نموده اند و البته در کلاس روی هر موضوعی بیش از زمان تدوین شده صرف نکرده اند و تنها زمانی مطلبی را بیش از حد توضیح داده اند که دانشجو یا دانش آموزی در آن ایراد داشته، به باد انتقاد می گیرند! به یاد دارم استادی را که زمان کارشناسی یکی از بهترین اساتید دانشکده بودند. نه تنها استاد من که استادِ اساتید دیگر دانشکده و حتی استاد پدر من نیز زمان دانشجویی بوده اند. هم رشته های من در شهر، مطمئناً اسم ایشان را به عنوان یکی از ستودنی ترین اساتید، در پس ذهن دارند. ایشان علیرغم دانش بالا و فن بیانی فصیح و البته هنر ارائه ی ستودنی، هیچ گاه بیش از نیمی از سرفصل های مقرر وزارت علوم را نمی توانستند تا پایان ترم تدریس نماید! همیشه نیز این انتقاد را از وزارت علوم داشتند که فلان درس در قدیم یک درس ۱۲ واحدی بوده و الان تبدیل به درسی ۳ واحدی شده و حداقل ساعات مورد نیاز برای تدریس را هم ندارد!

این استاد گرانقدر که همیشه جزو اسطوره های زندگی من بوده اند و هرچه از فضایل و کمالات ایشان بگویم باز حق مطلب را آنچنان که باید ادا نکرده ام، در طی سالهایی که از زمان دانشجویی پدرم تا زمان دانشجویی اینجانب داشتند همیشه بهترین مطالب اما به میزان ناکافی از آنچه مصوبه بود را در کلاس ارائه می دادند و دلیلشان هم این بود که چنین درسی باید ۳ الی ۴ برابر این میزان را داشته باشد و عدم کفایت مسئولان است که دروس مهم را کم ارزش تر جلوه داده اند! همه هم با چنین باوری سال ها حق را به ایشان داده بودند و من نیز هم! زمان کارشناسی ارشد بود که به طور اتفاقی سیلابس های درسی دانشگاه های مطرح دنیا را مطالعه می کردم و به نکته عجیبی برخوردم! اینکه تمامی این دانشگاه ها برای این درس همان ۳ واحد و همان میزان ساعاتی را در نظر گرفته بودند که در ایران هم به آن تخصیص داده شده بود! حال به نظر شما ایراد کار کجا بود؟

ترس از قضاوت و آبروریزی

یکی دیگر از معضلاتی که کمالطلب ها با آن مواجه هستند، ترس از قضاوت دیگران است. افراد کمال طلب همواره در ذهن خود درگیر این موضوع هستند که دیگران چه فکری در مورد آن ها می کنند. البته شاید این موضوع را کتمان کنند و اظهار دارند که فکر دیگران هیچ اهمیتی برایشان ندارد اما واقعیت این است که افراد کمال طلب به دنبال این هستند که همواره و همه جا فرد ارزشمندی به حساب بیایند! همین تفکر باعث می شود که دقت بیش از حدی به رفتار و اخلاق خود دهند و البته همواره بعد از هر دیداری و هر رفتاری که از نظر خودشان کامل نبوده و نقصی داشته نشخوار ذهنی دارند! همواره قبل از هر دیداری به چگونگی رفتار و حرکات و طرز پوشش خود فکر می کنند و نهایت زحمت را به خود می دهند تا همه چیز دقیق و با برنامه پیش رود و مطابق با ارزش های محافظه کارانه ای باشد که در نظر دارند و وای به روزی که کمی از خطوط قرمز بسیار سختگیرانه ی خود عبور کنند! تا مدت ها و حتی شاید تا اخر عمر که به یاد آن میفتند نشخوار ذهنی شروع می شود و خود را سرزنش می کنند! به عنوان مثال در نظر بگیرید که فرد کمالطلبی در یک میهمانی ناخواسته بخش کوچکی از لباسش کثیف می شود! این فرد نه تنها لذت ادامه مهمانی را از خود می گیرد و از آن پس معذبانه رفتار خواهد کرد، حتی در مواردی ممکن است بسته به میزان کمالطلبی اش مهمانی را ترک کند! پس ترس از قضاوت دیگران عامل بسیار مهمی است که افراد کمال طلب را به ادامه کمال طلبی خود تشویق می کند!

باقی ماندن در دایره امن

هر فردی دایره امنی برای خود دارد و خروج از آن امنیتش را تهدید می کند. افراد کمال طلب اگر بخواهند تغییری در خود ایجاد کنند بلاشک باید از دایره امن خود خارج شوند و این یکی از آزاردهنده ترین موارد برای هر انسانی است.

آسودگی

کمالطلبی در بسیاری از موارد موجب می شود تا فرد از انجام کاری سر باز زند و به اصطلاح از انجام آن تا مدتی آسوده گردد. بسیاری از افراد کمالطلب شروع کارهای سخت را به بهانه های مختلف به تاخیر می اندازند. به عنوان مثال اصلا بعید نیست اگر یک فرد کمالطلب دو سال از تصمیممش برای شروع آموزش یک زبان گذشته باشد اما منتظر زمانی است که همه چیز تمام و کمال مهیا شود (زمان خوب، آموزشگاه خوب، استاد خوب، انتخاب کتاب خوب، آرامش کامل ذهنی، وقت آزاد روزانه ۴ ساعت و ….)! یا همین فرد احتمالاً چند سال است منتظر یک فرصت مناسب می گردد تا یک بیزینس را شروع کند (درآمد زا، بدون زحمت، مطابق با آخرین تغییرات تجارت جهانی، با پرستیژ بالا و ….)! جالب است حتی اگر بگویم افراد کمالب چه بسیار کلاس هایی را که بدلیل تاخیر ۴ الی ۵ دقیقه ای بطور کامل از دست داده اند و سر آن حاضر نشده اند! یا بدلیل تمام نکردن کامل سرفصل های یک درس، سر امتحان آن حاضر نشده اند! این مثال ها و مثال های مشابه این، ناشی از کمالطلبی است و البته چون فرد را از انجام کاری سخت آسوده می کند، دلیلی برای ترک این رفتار از کمالطلبی خود نمی یابد! حال نکته ای که اینجا پنهان می ماند، اضطراب ناشی از عدم انجام چنین کارهایی است که شاید از یک سو آسودگی ذهنی و جسمی به بار داشته باشد اما آسیبی که بدلیل اضطراب و از آن مهمتر آسیبی که به عزت نفس فرد وارد می کند و فرصت هایی که فرد در نتیجه عدم انجام کارها بدلیلی کمال طلبی از دست می دهد، اصلا قابل قیاس با میزان این آسودگی نیستند!

انسان های موفق

اینجا یک تناقض وجود دارد! گفتیم افراد کمال طلب، انتظارات بالایی از خودشان دارند. اما بحث این جاست که یکی از دلایلی که افراد کمال طلب را به انجام کارهای  کمال طلبانه تشویق می کند این است که آن ها خود را فرد موفق تری از دیگران حس می کنند. این یک حس درونی است و حتی شاید اگر از آن ها بپرسید که بنظرت آدم موفقی هستی یا نه، جوابشان منفی باشد. اما واقعیت این است که اخلاق های کمال طلبانه، ریزبینی، وسواس در انجام امور و … به آن ها حسی را القا می کند که خود را موفق تر از دیگران بیابند و البته نتیجه این حس مشخص است!

تشویق دیگران

یکی دیگر از دلایلی که افراد، کمال طلبی را کنار نمی گذارند، تعریف و تشویق دیگران از آن هاست. ماشالا چقدر کار میکنی؟ چقدر آدم دقیقی هستی! من همیشه گفتم بین این گروه تو از همه منظم تری! اگر فرد کمال طلبی باشید این جملات برایتان آشنا هستند. جملاتی خوشایند که افراد کمال طلب را بر کمال طلبیشان مصر می نماید! اما واقعیت این است که این کارها فقط برای دیگران ثمره دارند و خود فرد و خانواده اش بخاطر چنین رفتار های کمال طلبانه ای در عذاب هستند!

تمام حرفی که در این مقاله ی نسبتا طویل قصد داشتم به آن برسم این بود که همیشه بحث سر درمان کمال گرایی نیست! بحث این جاست که افراد کمال گرا مقاوت خاصی برای تغییر وضعیت خود دارند که دلایل آن را به تفصیل باهم بررسی کردیم. اگر شما هم از کمال طلبی رنج می بردی، موارد بالا را به خاطر داشته باشید و هرموقع رفتار کمال طلبانه ای را که قصد کردید، به دلیلش فکر کنید؟ اوایل، این کار کمی دشوار خواهد بود اما بعد از مدتی تبدیل به یک کار روتین می شود. همین کار مهمترین اقدام در شروع غلبه بر کمال گرایی است. در آخر شما را دعوت به خواندن یک خاطره عجیب اما واقعی از خودم می نمایم!

ممنون خواهیم بود اگر سوالات و نظرات خود را در بخش دیدگاه ها (پایین صفحه) با ما در میان بگذارید.

 

نویسنده: پویا معتمدی

 

سایر مقالات ارتقا در باب درمان کمال گرایی:

 

کمال گرایی چیست؟

غلبه بر کمال گرایی

نشانه های کمال گرایی

 

سایر مقالات ارتقا:

 

قانون ABC در برنامه ریزی فردی

تحلیل سوات یا SWOT چیست؟ تحلیل SWOT به چه صورتی انجام میگردد؟

تفویض اختیار چیست؟

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا میخواهید به گفتگو ملحق شوید؟
نظر خود را با به اشتراک بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × 1 =