چگونه سال جدید را شروع کنیم؟

ارتقا | مدت زمان تخمینی برای مطالعه این مقاله، ۶ دقیقه می باشد.

 

اگر فکر می کنید که در این مقاله هم قرار است برای پاسخ به سوال چگونه سال جدید را شروع کنیم؟ از هدفگذاری و یافتن رسالت زندگی و … صحبت کنیم، کمی عجله کرده اید. البته که در نظر ما –تیم تحقیق و توسعه دپارتمان مهارت های فردی ارتقا– این موارد از نان شب هم واجب تر هستند اما قول می دهیم این مقاله کلیشه ای نباشد. این مقاله، در حد ارائه ی یک سری اطلاعات مفید برای داشتن زندگی بهتر در سال جدید هم نخواهد بود. جملات خوب و انگیزه بخش از بزرگان هم قرار نیست نقل کنیم؛ چرا که جزو سیاست های آموزشی ارتقا نیست که انگیزه ی بدون راه حل به مخاطبانشان بدهد. خوب پس چه چیزی را قرار است در این مقاله مطالعه کنید؟

این مقاله –چگونه سال جدید را شروع کنیم؟– قرار بود دو روز قبل از عید در سایت ارتقا قرار گیرد اما مقاله ی اولیه، حجم زیادی از مطالب و نکات آموزنده را در بر می گرفت که مطمئناً برای خواننده، بدون استفاده بود. چرا بدون استفاده؟ بیایید با خودمان صادق باشیم! اگر این مقاله حاوی ۲۰ نکته ی آموزنده باشد که حتی سال جدید شما را بسیار کارا تر نمایند، مطمئناً پس از اتمام خوانش مقاله، بیشتر از دو یا سه موردِ آن در خاطرتان باقی نمانده است و موقع عمل که میرسد، معلوم نیست چن تا از آن دو یا سه مورد را عملی کنید! بنابراین تصمیم بر این شد تا انتشار مقاله را به تاخیر بیندازیم و تنها یک نکته و آن هم ارزشمندترین آن را برایتان بنویسیم. نکته ای که انجام آن تحولی در سال جدیدتان باشد. نکته ای که نمیگوییم تا آخر سال اما تا ماه ها ذهن شما را درگیر خواهد کرد. اما آن یک نکته چیست؟

عجله نکنید. کمی پیشنیاز لازم است که باید قبل از خواندن آن یک نکته ی تحول بخش، بدانید. ویلیام گلسر در کتاب تئوری انتخاب خود، از مفهومی به نام ماشین رفتار صحبت می کند. ویلیام ادعا می کند که رفتار انسان از چهار مولفه تشکیل شده است و این ۴ مولفه را به چهار چرخ یک ماشین به شکل زیر تشبیه می کند:

چگونه سال جدید را شروع کنیم؟

این چهار مولفه عبارتند از:

  1. عمل یا اعمالی که هر لحظه انجام می دهیم | مثلا پیاده روی، یک عمل است
  2. فکر یا افکاری که هر لحظه در ذهن داریم | مثلا فکر به مرگ یک عزیز
  3. احساساتی که داریم | مانند احساس افسردگی یا احساس خوشحالی
  4. فیزیولوژی یا حالت بدنی که داریم | مانند ضربان قلب یا شکم درد یا انقباض عضلات

اما این تصویر ماشین چه چیزی را میخواهد به ما بگوید؟ لطفا به این قسمت از متن، کمی بیشتر دقت کنید: ویلیام ابراز میکند، اعمالی که انجام می دهیم (عمل) و افکاری که در ذهن می پرورانیم (فکر)، به مانند چرخ های جلوی یک ماشین هستند که قابلیت تغییر جهت دارند و می توانیم آن دو را تغییر دهیم. به عبارت بهتر، می دانیم که در یک ماشین، تنها چرخ های جلو قابلیت تغییر جهت دارند و با فرمان ماشین به سمت چپ یا راست تغییر جهت می دهند و چرخ های عقب همیشه ثابت هستند و نمی توان آن ها را به چپ و راست چرخاند. چرخ های جلو به هر سمتی که بچرخند، چرخ های عقب نیز به آن سمت خواهند رفت. ویلیام می گوید کنترل احساساتی که هر لحظه داریم (احساسات) و البته کنترل حالات بدنی مان (فیزیولوژی) مانند کنترل چرخ های عقب یک ماشین، در دست ما نیستند و بستگی به این دارند که چرخ های جلو به کدام سمت می روند یعنی بستگی دارند که ما به چه چیزی فکر می کنیم و چه عملی را انجام می دهیم (چرخ های جلوی ماشین).

این یک خبر نا امید کننده است! چرا که دست ما نیست، وقتی احساس افسردگی می کنیم و دست ما نیست که هنگام عصبانیت، فشار خون ما بالا می رود و حالت نا خوشایندی را تجربه می کنیم. اما خبر خوب اینجاست که این دو (یعنی احساس و فیزیولوژی) تابعی از اعمال و افکار ما هستند و خبر خوبتر اینکه ما می توانیم اعمال و افکارمان را مانند چرخ های جلوی یک ماشین، به هر سمتی که می خواهیم بچرخانیم تا احساس و فیزیولوژی ما هم تغییر کنند. فقط کافیست فرمان زندگی را به دست بگیریم.

چگونه سال جدید را شروع کنیم؟

اما برسیم به نکته ای که قولش را دادیم. نکته این است: اگر می خواهید، سال بهتری را نسبت به سال های قبل تر داشته باشید، سعی کنید شادی بیشتری را تجربه کنید. کمی احمقانه به نظر می رسد؟ شاید با خودتان می گویید که نفسمان از جای گرم بلند می شود. مگر می شود با این همه اوضاع نابسامان شادی را تجربه کرد؟ عجله نکنید! بله، می شود! چگونه؟ در ادامه پاسخ خواهیم داد. اگر می توانید یک قلم و یک برگه ی کوچک تهیه کنید اگر هم نمی توانید موردی ندارد. لطفا به دو سوال زیر در برگه یا ذهنتان پاسخ دهید:

  • در سال گذشته، سه عاملی که هر چند وقت یک بار، بدترین شرایط احساسی و روحی و جسمی را به شما می دادند چه بود؟ (مثلا شاید احساس افسردگی وعصبانیت مداوم بوده باشد!)
  • حال چهار مولفه رفتاری (عمل، فکر، احساس، فیزیولوژی) را برای آن عامل ها بنویسید. مثلا برای افسردگی: «عمل» می تواند هم صحبتی با دوستان افسرده یا پیگیری زیاد اخبار سیاسی و اقتصادی باشد. «فکر» می تواند فکر کردن به اوضاع نابسمان اقتصادی یا فکر کردن به رابطه ی عاطفی شکست خورده قبلیتان باشد. «احساس» همان حس افسردگی و غم و اندوه است. «فیزیولوژی» هم می تواند عوارض افسردگی همچون خستگی مداوم، استرس، خواب آلودگی، بی حالی بدن و … باشد.

حال اگر در سال جدید می خواهید شادی بیشتری بدست آورید و «احساس» و «فیزیولوژی» متفاوتی را تجربه نمایید، باید فرمان زندگی را بدست گرفته و جهت چرخ های جلو یعنی «فکر» و «عمل» را که اختیارش در دست شماست، تغییر دهید. مثلا برای رها شدن از افسردگی، بجای گوش کردن به اخبار منفی اقتصادی و سیاسی، ورزش بکنید. اگر پول کافی برای ورزش ندارید، روزانه داخل منزل یک ربع پیاده روی سریع انجام دهید. برای تغییر فکر هم می توانید فکرتان را با چیزهای خاصی مشغول کنید. مثلا یک پازل تهیه کنید و روزانه مدتی را به چیدن تکه های پازل اختصاص دهید. کتاب خوانی و شرکت در جلسات شعر یا هر چیز دیگری که فکرتان را عوض کند، میتواند مفید باشد. حال که جهت چرخهای جلو یعنی فکر و عمل عوض شد، بعد از مدتی خواهید دید که خود به خود چرخ های عقب یعنی «احساسات» و «فیزیولوژی» هم تغییر جهت دادند و میزان افسردگیتان کم تر شد و خلق و خوی بهتری یافتید. این یک نظریه ی اثبات شده است، به آن شک نکنید!

به عنوان مثال دیگر، اگر عزیزی را از دست داده اید و در حالت احساسی وفیزیولوژیکی بسیار بدی هستید، فوراً چرخ های جلو یعنی فکر و عملتان را تغییر دهید. مثلا ورزشی را شروع کنید (تغییر عمل). یا اگر بیکار هستید، برای تغییر عمل، سر کار بروید. اگر فکر می کنید به این زودی، کار گیرتان نمی آید، تا زمانِ پیدا کردن کار مناسب، در جایی مشغول به کارآموزی شوید. همه جا از نیروی کار مجانی استقبال خواهند کرد. امتحان کنید. برای تغییر فکرتان نیز می توانید در کلاس های آموزشی (آشپزی، نقاشی، سخنرانی، زبان انگلیسی و …) ثبت نام کنید. قول می دهیم بعد از یک هفته حالتان بهتر می شود. نمی گوییم عالی، اما تا حدودی بهتر می شوید و اگر ادامه دهید حالتان کامل خوب می شود.

اما چند سوال که پاسخ به آن ها می تواند به شما در یافتن «عمل» و «فکر» بهتر –چرخ های جلو- ایده های خوبی دهد:

  1. پنج دستاوردی که در سال گذشته داشته اید و به آن افتخار میکنید را بنویسید.
  2. سه پیشرفت شخصیتی ملموسی را که داشته اید یاداشت کنید.
  3. در سالی که گذشت، هوشمندانه ترین تصمیمتان چه بود؟
  4. بزرگ ترین ریسکی که انجام دادید (مثبت و منفی) را یادداشت کنید.
  5. سه کاری که در سال آینده باید کمتر انجام دهید را بنویسید.
  6. سه کاری که باید انجام آنها را در سال جدید متوقف کنید را یاداشت کنید.
  7. سه کاری که در سال آینده باید انجام دهید را یادداشت کنید.
  8. چه کاری است که عاشق انجامش هستید اما هیچ گاه انجامش ندادید؟ کاری که اگر قرار باشد صبح زود انجامش بدهید، شب دو الی سه بار از شوق انجامش بیدار میشوید!
  9. مهمترین کاری که انجام آن را مدتی است به تعویق انداخته اید و شروعش نیاز به یک تصمیم شجاعانه دارد چیست؟ (شاید نوشتن یک کتاب، یا پیشنهاد ازدواج به دختر مورد علاقه تان باشد و شاید چندین کار مختلف، اما سخت ترین آن را انتخاب کنید که ترس بیشتری از انجامش دارید و آن را بنویسید)

جواب این سوالات می تواند جهت مناسب برای چرخ های جلو را به شما نشان دهد. اما یک پیشنهاد رد نشدنی دیگر هم داریم! اگر پاسخ به سوالات بالا در یافتن جهت زندگی خوب برایتان کافی نبود و یا اگر می خواهید امسال، سالی متفاوت باشد که نه یک سخنران انگیزشی قولش را به شما می دهد بلکه سالی که خودتان باید آن را بسازید، اگر شجاعت آن را دارید که امسال تغییرات جدّی در زندگی خود بدهید، یک دوره ی غیرحضوری و تقریباً رایگان برایتان در نظر گرفته ایم که می توانید از لینک زیر اطلاعات بیشتری در موردش کسب کنید و در آن ثبت نام کنید:

 

ثبت نام در دوره جامع «فصل تغییر | چطور اصولی و حرفه ای زندگی کنیم؟»

 

ممنون خواهیم بود اگر سوالات و نظرات خود را در بخش دیدگاه ها (پایین صفحه) با ما در میان بگذارید.

 

 

 

اهمیت زبان بدن در مصاحبه شغلی | آداب معاشرت و طرز نشستن در مصاحبه کاری

ارتقا | مدت زمان تخمینی برای مطالعه این مقاله ی تخصصی از سری مصاحبه شغلی، ۵.۵ دقیقه می باشد.

 

اهمیت زبان بدن در مصاحبه شغلی | سالهای سال در متن های مربوط به علوم ارتباطی و زبان بدن، قانون ۷%-۳۸%-۵۵% مطرح بود. این قانون که به عنوان قانون طلایی ارتباطات و زبان بدن مطرح می‌شود، ادعا میکند که ۵۵ درصد ارتباط ما از طریق زبان بدن، ۳۸ درصد با لحن و تنها ۷ درصد با خود کلمات منتقل میگردد. هرچند بعدها حتی خود دکتر مهرابیان، استاد دانشگاه UCLA که این قانون از مطالعات وی استخراج شده بود، به توضیح بیشتر و تنویر منظور خود پرداخت؛ اما در هر روی این قانون، نفس موضوع یعنی اهمیت زبان بدن را در انتقال مفاهیم ارتباطی به خوبی نشان میدهد. با کمی دقت درمی‌یابیم که این موضوع در مورد مکالمات کوتاه که فرصت صحبتهای طولانی وجود ندارد؛ مانند مراحل ابتدایی مصاحبه شغلی تاحد بسیار بالایی تعیین کننده است. در ادامه، به اختصار مواردی را که میتواند نشانه‌های مناسب زبان بدن در طول مصاحبه شغلی باشد، بیان میکنیم. با ما در ارتقا باشید…

اهمیت زبان بدن در مصاحبه شغلی| لبخند مناسب

فراموش نکنید که لبخند هرشخص، لوگوی شخصیتی اوست. هنگامی که میخواهید وارد اتاق مصاحبه شوید، لبخند بزنید و ارتباط چشمی موثر برقرار کنید. برای آنکه لبخند شما تصنعی به نظر نیاید، ابتدا به چهره شخص نگاه کرده، با مکث چندثانیه ای لبخند خود را به وی هدیه بدهید. اگر چندین نفر در اتاق باشند به تمامی آنها لبخند بزنید. بهتر است نوع لبخند شما برای هر شخصی متفاوت باشد تا منحصربفرد بنظر برسد. توصیه میکنم سر خود را بالا گرفته و دستهای خود را آزاد و در امتداد بدن قرار دهید. از گره کردن دستها خودداری نمایید. بهتر است بعد از وارد شدن نزدیک درب مکث کنید تا از شما دعوت کنند داخل اتاق شوید. شایسته است، پس از تعارف میزبان، در هر صندلی که پیشنهاد شد، شما در همان جایگاه بنشینید. پیش از تعارف کردن، درست نیست که شما بر روی صندلی مستقر شوید.

اهمیت زبان بدن در مصاحبه شغلی| ارتباط چشمی موثر

در مورد ارتباط چشمی، در دوره جامع ارتباط موثر؛ مفصل بحث کرده‌ایم. اما به طور خلاصه برای برقراری ارتباط چشمی در یک مصاحبه شغلی، مثلث فرضی بین چشم ها و دهان ترسیم کرده و به شکل دورانی از یک چشم به چشم دیگر و سپس به سمت دهان حرکت کنید. توجه داشته باشید که نگاه شما به چشم مخاطب حالت زل زدن مدام را نداشته باشد. اگر هم چندین نفر در حال مصاحبه هستند حتما ارتباط چشمی خود را بین حضار تقسیم نمایید و صرفا به فرد پرسشگر خیره نشوید.

نکته ظریفی وجود دارد که عموما افراد مصاحبه شونده به آن مبتلا میشوند. کارجو در ابتدای جلسه، محو در فضای اتاق میشود. از کت و شلوار مصاحبه کنندگان تا در و دیوار و میز و صندلی! لطفا به خودتان مسلط باشید و تا حد امکان اجازه ندهید که نگاه ممتدتان به یک شئ، شما را گرفتار جو اتاق مصاحبه نشان دهد!

اهمیت زبان بدن در مصاحبه شغلی| دست‌دادن

هرگز در مصاحبه شغلی یا دیدار با رئیس یا فرد بزرگ‌تر، نباید در دست‌دادن پیش قدم شوید. تنها در صورتی که فرد مقابل دست خود را به سمت شما دراز کرد، شما وظیفه دارید با او دست بدهید. همچنین شما نباید نفر اولی باشید که دست خود را می‌کشد. بهتر است در هنگام دست دادن با نگاه مستقیم به فرد یک جمله کوتاه سپاسگزاری همراه با یک لبخند به زبان بیاورید. در مورد سلام دادن هم برعکس است. مهمان به میزبان و کوچکتر به بزرگتر سلام میدهد. پس سلام را بعد از برقراری ارتباط چشمی حتما با صدای بلند، ادا نمایید.

اهمیت زبان بدن در مصاحبه شغلی | پذیرایی

در صورتی که به شما شربت، کیک، شیرنی، میوه و.. تعارف شد، لطفا از پذیرایی ها، در طول مصاحبه چیزی میل نکنید. یکی از معانی اینکار در طول مذاکره رسمی، ارسال این پیام است که من برای موضوع مهمتری اینجا هستم! اگر هم واقعا تشنه هستید میتوانید درخواست یک لیوان آب نمایید.

اگر حس کردید که مصاحبه گران رزومه شما را در اختیار ندارند و یا در حال جست و جو برای پیدا کردن رزومه شما هستند، میتوانید اعلام کنید که «من چند نسخه از رزومه را همراه خودم آورده ام، در صورت تمایل می توانم تقدیم کنم». اینکار میتواند تاثیر مثبتی بر روی افراد مقابل داشته باشد و رفتاری حرفه‌ای محسوب میگردد!

اهمیت زبان بدن در مصاحبه شغلی | طرز نشستن در مصاحبه کاری

نحوه نشستن در مصاحبه شغلی بهتر است به شکل لم دادن نباشد. این نحوه نشستن عموما حالت طلبکارانه را تداعی می‌کند. همچنین کِز کردن و جمع کردن تمام بدن به شکل مفرط، می‌تواند حالت ضعف و ترس را القا نماید. توصیه می‌شود با فاصله چندین سانتی از پشتی صندلی نشسته، تمام بدن را سمت گوینده متمایل کنید. اگر پاهای خود را روی هم میاندازید، حتما زانو و پای بالایی را به سمت مخاطب نگه دارید. در هنگام صحبت فرد مقابل، حرکتهای اضافه را تا حد امکان حذف نمایید. طرز نشستن در مصاحبه کاری در صورتی که گوینده در حال گفتن مطلبی مهمی میباشد، بدین گونه است که باید با اندکی خم شدن به سمت وی، بدن خود را به ایشان نزدیکتر نمایید. در هنگامی که با شوخ‌طبعی فرد مقابل مواجه می‌شوید با لبخندی ملایم، بدن خود را رها کرده و کمی به سمت پشت متمایل شوید.

اهمیت زبان بدن در مصاحبه شغلی | حالت دستها

حالت دستها با نحوه نشستن در مصاحبه، ارتباطی نزدیکی دارد. برای مثال، دستهای بسته، نشان‌دهنده عدم جذاب بودن صحبت و مشت کردن انگشتها، به نوعی حالت تهاجمی و اعتراضی دارد. توصیه میشود با دستهای باز در مقابل شخص مصاحبه کننده بنشینید. قرار گرفتن کف دستها به سمت بالا به نوعی صداقت را القا می‌کند. همچنین قرارگرفتن در حالت دست به سینه هم میتواند حالت قابل قبولی را به شما دهد. البته باید دست به سینه بودن شما بیش از حد سفت و محکم نباشد. بالاتر گرفتن دستها تا برابر سینه ها نیز میتواند حالت تاکید و قبول کردن مطالب را برساند. در هرحال به عنوان یک اصل، در هر مذاکره‌ای باید دست‌ها از چشم مخاطب پنهان نباشد.

منون خواهیم بود اگر سوالات و نظرات خود را در بخش دیدگاه ها (پایین صفحه) با ما در میان بگذارید.

 

نویسنده: مجید شاه محمدی

 

سایر مقالات ارتقا در باب نحوه مصاحبه شغلی:

 

شغل خوب چگونه شغلی است؟

چگونه عملکرد خوب در یک مصاحبه شغلی داشته باشیم؟

 

ادراک

ارتقا | مدت زمان تخمینی برای مطالعه این مقاله ی تخصصی از سری ارتباط موثر، ۷ دقیقه می باشد.

 

ادراک | بارها برای هرکدام از ما پیش آمده که فرد مقابل ما از حرفی که زده ایم یا کاری که انجام داده ایم ناراحت شده است اما در واقع ما هیچ منظور بدی نداشتیم. عکس این اتفاق هم صادق است. به دفعات از دست فردی ناراحت شده ایم اما بعد از ابراز ناراحتی و گرفتن توضیحات، متوجه شده ایم که نه تنها نباید ناراحت می شدیم بلکه وی به صلاح ما اندیشیده بود. چه بسیار دوستی ها که سر همین سو تفاهمات به دشمنی تبدیل شده اند. چه بسیار لحظاتی که بخاطر پیش داوری یا قضاوت نادرست از شدت عصبانیت دست به کارهای ناهنجاری زده ایم. چه بسیار اختلافاتی که بین همسران اتفاق افتاده و گاه حتی منجر به طلاق گردیده است و منشا آن تنها و تنها تفهیم اشتباه از منظور همدیگر بوده است! تنش های بین نوجوانان و والدین که امروزه در کمتر خانواده ای که دختر یا پسر نوجوان دارند، دیده نمی شود!  اما منشا این اختلافات چیست؟ منشا این اختلافات همان ادراک است که در این مقاله، به طور مفصل در باره آن صحبت خواهیم نمود. عاملی مهم، که شناخت آن نه تنها ارتباطات شما را بسیار موثر تر خواهد نمود، بلکه زندگی را به کامتان شیرین تر خواهد کرد.

ادراک چیست؟

ادراک، دریافت و تفسیر ذهن ما از واقعیت موجود است. حال آنکه اختلاف در ادراک، اختلاف دریافت هر فردی از یک واقعیت واحد است. به عبارت ساده‌تر، برداشت ما از هر پدیده، در واقع ادراک ما نسبت به آن است. تسلط و آشنایی کامل ما با این موضوع باعث خواهد شد که اختلاف سلیقه‌ها را بهتر درک کرده و بتوانیم روابط با کیفیت‌تری را در زندگی شخصی و اجتماعی خود، تجربه نماییم. مبحث ادراک یکی از مباحث اصلی ارتباط موثر و از پیش‌نیازهای کار تیمی و مدیریت سازمانی است. برای آنکه بتوانیم بهتر مفهوم اداراک و اختلاف ادراک را متوجه شویم در ابتدا فرآیند ادراک را بررسی کرده و به شکل موردی به بررسی هریک از آنها می‌پردازیم. با ما در ارتقا باشید…

فرآیند ادراک

فرآیند ادراک را میتوان به پنج مرحله تقسیم کرد:

مرحله پذیرش در فرآیند ادراک

این مرحله، به معنی دریافت اطلاعات و محرکهای بیرونی است که از طریق حواس -شنوایی، بویایی، چشایی، بینایی و لامسه- دریافت میگردد.

مرحله ساماندهی در فرآیند ادراک

در این مرحله، اطلاعات دریافت شده توسط مغز، ساماندهی شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار میگیرد.

مرحله تفسیر در فرآیند ادراک

در این مرحله، نتایج تجزیه شده از اطلاعات، تفسیر و به حقایقی ملموس تبدیل میشوند.

مرحله یادآوری در فرآیند ادراک

در این مرحله، نتایج تفسیر شده در مرحله قبل با خاطرات، اطلاعات قبلی و نیز تجارب شخصیِ فرد مقایسه می گردد.

جمع بندی و خاتمه

نهایتاً پس از طی ۴ مرحله ی گفته شده، فرد، از رویدادِ اتفاق افتاده یک برداشت را انجام می دهد. حال آنکه این برداشت می تواند صحیح یا خلاف با واقعیت باشد!

 

تفاوت در ادراک

حال تفاوت در ادراک، میتواند در هر کدام از این مراحل واقع گردد. در ادامه به تفاوتهای ادراکی که در هر مرحله امکان دارد اتفاق بیافتد، می‌پردازیم.

اختلاف ادراک در مرحله پذیرش

در این مرحله خطا در ورودی داده ها به مغز اتفاق میافتد. برای مثال ممکن است در حین تماشای یک پدیده واحد، چیزی که شما میبینید با چیزی که شخص دیگری میبیند، کاملا متفاوت باشد.

اختلاف ادراک در مرحله پذیرش

خطای ادراک در مرحله ساماندهی

در این مرحله، ممکن است همه ما ورودی یکسانی را دریافت کنیم اما این ورودی ها در ذهن هر فرد به شکل متفاوتی ساماندهی می‌شود. به عنوان مثال فردی که دیداری است – یعنی مفاهیم را با دیدن بیشتر درک می کند تا اینکه بخواهد بشنود یا لمس کند-، بخش بینایی مغز وی فعالتر از دیگر بخشهاست. همچنین افراد لمسی، حس لامسه قوی‌تری دارند. حال تصور کنید لباسی را به دو فرد که یکی از آنها دیداری و دیگری لمسی است نشان میدهیم. آنها ورودیهای یکسانی را دریافت میکنند اما مغز هر فردی، بخشی از ورودی را پر رنگ تر ساماندهی می‌نمایند. به عنوان مثال، ممکن است لباسی برای فردی بسیار خوش‌آیند باشد(به دلیل زیبایی رنگ و فرم) و همان لباس بدلیل زبر بودنش برای فردی دیگر، جذاب به نظر نرسد!

خطای ادراک در مرحله ساماندهی

تفاوت ادراک در تفسیر داده‌ها

شرایطی وجود دارد که ورودیهای ثابت از یک پدیده برای دو شخص به نمایش گذاشته می‌شود و این اطلاعات هم به شکلی یکسان در مغز آن دو مورد تجزیه قرار می‌گیرد. (برای مثال هر دو فرد بر جنبه ی دیداری موضوع تمرکز می‌نمایند.) اما هنگام تفسیر، مغز افراد، آنها را متفاوت تحلیل می‌کند. مغز آدمی به این شکل تکامل یافته است که بتواند با کمترین مصرف انرژی به تفسیر اطلاعات بپردازد. از آنجایی که ذهن افراد، با توجه به دلایل بسیار متنوع، از جمله تجربیات و میزان اختلاف در استعداد و هوش در زمینه‌های مختلف -هوش ریاضی، هوش هنری و…- مسیرهای عصبی از پیش آماده‌ای را فراهم کرده است، تغییر یا ایجاد مسیر عصبی جدید با صرف انرژی همراه می‌باش؛ لذا مغز تلاش میکند که در مواجهه با هر پدیده‌ای، همان مسیر عصبی قبلی را در پیش بگیرد و تفسیر مشابهی از پدیده ها داشته باشد! در تصویر سمت چپ، عده‌ای برای لحظه اول مردی شیپورزن، و عده‌ای دختری جوان را میبینند، این تفاوت در ادراک ناشی از فعالتر بودن نیمکره چپ یا راست مغز است!

تفاوت ادراک در تفسیر داده‌ها

 

تفاوت ادراک در یادآوری | شامل به خاطر آوردن اطلاعات و تجربه قبلی

یکی از خطاهایی که به آسانی قابل تشخیص نیست، خطا در یادآوری اطلاعات است. ذهن ما پس از پردازش محرکها و تفسیر آنها تلاش دارد آن را در قالب یکسری کلیشه‌های از پیش آماده بگنجاند. اینکار به این دلیل است که ذهن ما همواره دوست دارد تا در همان حالت قبلی باقی بماند و در مقابل تغییر مقاومت کند. شما چه ادراکی از این تصویر دارید؟

تفاوت ادراک

حال به این تصویر هم اندکی بیشتر دقت کنید!

تفاوت ادراک

ادراک شما از این تصاویر چیست؟ شما هم احتمال بسیار زیاد مانند من، اگر آشنایی خاصی از این هنر و نحوه ساخت این تصاویر نداشته باشید، ادراکتان نشستن یک مرد یا زن، در پشت یک پرده سفید بر روی صندلی است. اما این ادراک خیلی هم صحیح نیست! تصویرهای زیر شما را بیشتر کمک میکند تا منظور من را بفهمید. پیش از این که به پایین صفه بروید تا شماره ۵ بشمارید!

 

 

عجله نکنید!

اجازه بدهید از این زاویه هم نگاهی به این تصاویر بیاندازیم!

 

تفاوت ادراک در یاداوری

 

اگر اندکی سردرگم شده‌اید؟ تصاویر زیر بیشتر به شما کمک خواهد نمود!

 

 

بله، این تصاویر صرفاً یک تصویرسازی با سایه هستند. حال ادراک خود را در مورد تصاویر زیر بگویید:

ادراک چیست | تفاوت ادراک

 

اختلاف در ادراک

در عکسهای جدید قطعا به آسانی توانستید ادراک صحیح تری نسبت به واقعیت این تصاویر داشته باشید. این همان اثر تجربه در ادراک است!

تفاوت ادراک در جمع بندی و خاتمه

گاهی ما از اتفاق یکسان، محرک کاملا برابر را دریافت کرده، آنرا یکسان ساماندهی کرده و تفسیر مشابهی از آن را نیز بدست می‌آوریم. اما در مرحله جمع‌بندی ادراک متفاوتی را از آن پدیده داریم.

ادراک چیست

این تصویر همانقدر که برای فردی که کله پاچه دوست دارد  جذاب و دلنشین است، برای فردی که مزاجش با این غذا سازگار نیست -مثل شخص من!- میتواند غیرقابل تحمل جلوه نماید!

لطفا بیایید بعد از مطالعه این مقاله در این مورد بیشتر فکر کنیم. به مواردی که شاید تا دیروز اختلافات زیادی را با اطرافیان و عزیزانمان داشته‌ایم. واقعا ادراک مادرم و من از کارکردن با کامپیوتر یکسان است؟ آیا ادراک پدرم از ورزش و سینما با ادراک من یکسان است؟ آیا ادراک من با همسرم در مورد یک جمله ی ساده‌ای مانند “فرقی نداره” یکسان است؟ لطفا اینبار وقتی با اختلاف نظری مواجه شدید نقش ادراک و خطاهای ادراکی را در ذهن خود مرور کرده و به جای پافشاری بر یک موضع، سعی کنید ادراک آن فرد و خودتان را بهم نزدیک کنید، قطعا روابط بسیار بهتری را تجربه خواهید نمود.

یک مثال واقعی: دوستی تعریف میکرد در روزهای اول زندگی مشترک، شب پیش از خواب دیدم همسرم به شکل مخفیانه‌ای پیامی بلند را برای فردی در تلگرام تایپ میکند! پیامی حاوی انواع و اقسام قلب و گل و… بسیار ناراحت شدم و انواع و اقسام فکرها که چنین پیامی را به چه کسی میفرستد، به ذهنم خطور کرد. اما سعی کردم صبر کرده و ادراک خودم را تصحیح کنم. لابد به دوست صمیمی‌اش پیام میدهد، یا پدر و مادر. بدتر از آن وقتی که از وی سوال کردم، پاسخی سربالا شنیدم! اما صبح به محض روشن کردن اینترنت گوشی، نامه‌ای سراسر عاشقانه از همسرم دریافت کردم!

خوشحال خواهیم شد تا از تجربه‌های شما در زمینه ادراک بخوانیم. لطفا تجارب خود را در بخش دیدگاه ها (پایین صفحه) با ما در میان بگذارید.

 

نویسنده: مجید شاه محمدی

 

سایر مقالات ارتقا در باب ارتباط موثر:

چگونه سر صحبت را باز کنیم

افزایش عزت نفس

 

حسن‌جویی چیست؟

ارتقا | مدت زمان تخمینی برای مطالعه این مقاله ی تخصصی از سری ارتباط موثر، ۴ دقیقه می باشد.

 

حسن‌ جویی چیست | حسن جویی، به معنی ساده، تایید یک ویژگی مثبت از مخاطب شما است. البته حسن جویی با چاپلوسی تفاوتهای اساسی دارد. چاپلوسی از ضعف شخصیت افراد نشات می‌گیرد و عموماً یک تعریفِ دروغین را شامل می‌شود که به منظور دست‌یابی به یک سود انجام می شود. اما حسن جویی ناشی از عزت نفس بالا است و درواقع یک واقعیت موجود را -فارغ از اینکه در آن لحظه این تعریف، به نفع شخص گوینده است یا نه- ابراز می کند. برای مثال وقتی شما از رئیس بداخلاق و بددهن خود به عنوان فردی با نزاکت یاد میکنید، این یک چاپلوسی آشکار است، اما هنگامی که شما از گارسون یک رستوران بدلیل برخورد مناسبش تعریف میکنید، این یک حسن جویی تلقی می شود. به عبارت ساده‌تر، حسن جویی یعنی لحاظ کردن و تایید ویژگی های مثبت افراد. ممکن است این سوال برای شما بوجود بیاید که آیا امکان دارد با حسن‌جویی از افراد، ایشان شما را فردی چرب زبان تلقی نمایند؟ باید بگویم: بلی، این احتمال وجود دارد! اما جای نگرانی نیست! در صورتی که آموزش های مورد نیاز را در مورد حسن‌جویی ببینید، به خوبی میتوانید از مواهب این رفتار پسندیده برخوردار گردید. این مقاله را تا انتها بخوانید تا تبدیل به یک حسن جویِ حرفه ای گردید. با ما در ارتقا باشیم…

حسن جویی در ارتباط موثر

استفان کاوی در کتاب هفت عادت مردمان موثر، رفتار را به مانند یک کوه یخ شناور میداند که تنها قله‌اش نمایان است. در حالی که بخش اعظم این کوه یخی در داخل آب و به دور از دید قراردارد. کاوی این بخش اعظم را عادات ما میداند. به عبارت ساده‌تر، عادتهای ماست که رفتار ما را شکل می‌دهد. در مورد ارتباط موثر، به هر میزان که شما فردی مثبت‌اندیش باشید به همان میزان می‌توانید ارتباط موثرتر و با کیفیت‌تری را با افراد تجربه نمایید. به نظر من، اگر بخواهم خلاصه ی کتاب آیین دوست‌یابی-یکی از کتابهای بسیار معروف و البته مفید در زمینه ارتباط موثر- را در یک جمله بیان کنم، باید بگویم: تا میتوانید از نقد دیگران دوری کنید! به احتمال زیاد، شما هم با من موافقید که افرادی که مدام به نکات مثبت اشخاص توجه دارند و نکات مثبت آنها را بسیار بیشتر از نکات منفی می بینند، در نظر دیگران، افراد بسیار جذابتری برای مصاحبت هستند. حسن‌جویی یکی از عالیترین روشهایی است که شما می‌توانید با عادت به آن، به یک فرد مثبت و البته جذاب برای صحبت و برقراری ارتباط، تبدیل شوید.

اجداد ما، به دلیل وجود انواع تهدیدها در محیط زیست خود، بالاجبار، منفی‌نگر و بدبین بوده‌اند. به همین دلیل ذهن ما نیز از همین رهگذر، بدبینِ تکامل یافته است. طبیعی است که نهادینه کردن حسن‌جویی، که مغایر با اصل بدبینی و احتیاط است، در ابتدا اندکی دشوار به نظر آید اما با آموزش و تمرین به راحتی تبدیل به یک عادت می شود.

چگونه حسن جویی کنیم؟

اولین شرط حسن جویی، صداقت است. برای مثال حسن جویی در مورد آشپزی از فردی که به داشتن دست پخت بد در فامیل معروف است، به یک کنایه شباهت دارد. دومین مورد، موقعیت است. برای مثال در نظر بگیرید وقتی که مدیری پرمشغله درگیر مسائل مختلف شرکت است، شما از منشی اداره وقت گرفته اید. حال در بحبوحه ای که مدیر میگوید لطفا خلاصه امرتونو بفرمایید تا من به ادامه کارهایم برسم، شما شروع به حسن جویی کرده و بگویید که: “آقای مدیر شما فردی بسیار آرام و متین هستید.”!

سومین مورد، “موضوع مورد حسن‌جویی” است. برای مثال، شخصی به تیپ و لباس خود بسیار اهمیت میدهد و فردی دیگر در تمیز و زیبا نگه داشتن ماشین خود، بسیار دقت دارد. چقدر هوشمندانه خواهد بود که ما در هنگام حسن‌جویی به مسائلی که خود فرد برای آن ارزش بیشتری می‌گذارد اشاره نماییم. توصیه میکنم در حسن جویی، خصوصاً در شرایطی همچون ارتباطات مجازی و یا تماس تلفنی که مخاطب به طور مستقیم با شما در ارتباط نیست، نام فرد را یک یا دوبار تکرار نموده، سپس خصلت نیک فرد را مورد اشاره قرار دهید. چهارمین موضوع هم اشاره به رویدادی است که تایید کننده حسن جویی شما است. برای مثال فرض کنید بعد از یک جلسه موفق کاری، شما از همکار خود حسن جویی میکنید: آقای مهندس پویا، شما واقعا در ارائه مطلب و متقاعدسازی، بسیار مسلط و حرفه‌ای هستید. در جلسه دیروز من بارها شاهد این رفتار بسیار حرفه‌ای شما بودم.

به عنوان نکته آخر، حسن جویی از افراد هم رده و یا زیردستان -که ظاهراً منافعی برای شما ندارد- ارزش به مراتب بیشتری دارد تا حسن‌جویی از فردی که از لحاظ مقام از شما بالاتر هستند.

تمرین: شما تاکنون از تکنیک های گفته شده استفاده کرده‌اید؟ بهتر است همین الان یک حسن جویی خوب، از عزیزترین فرد زندگی خود داشته باشید، تا تاثیر شگفت انگیز آن را بر روی خود و فرد مقابل ببینید! لطفا متنی را که برای حسن جویی در ذهن دارید، در بخش دیدگاه ها با ما به اشتراک بگذارید.

ممنون خواهیم بود اگر سوالات و نظرات خود را در بخش دیدگاه ها (پایین صفحه) با ما در میان بگذارید.

 

نویسنده: مجید شاه محمدی

 

مقالات مرتبط ارتقا در باب ارتباط موثر:

چگونه سر صحبت را باز کنیم

ارتباط چشمی موثر

افزایش عزت نفس

 

ویژگی افراد با عزت نفس پایین

ارتقا | مدت زمان تخمینی برای مطالعه این مقاله ی تخصصی از سری افزایش عزت نفس، ۶ دقیقه می باشد.

 

ویژگی افراد با عزت نفس پایین | در مقاله عزت نفس چیست، به تعریف عزت نفس و عوامل افزایش عزت نفس تا حدودی اشاره کردیم. به جرات می توانم بگویم که این مقاله مهمترین بخش از دوره جامع درمان عزت نفس پایین می باشد چرا که به بیان ویژگی هایی می پردازد که اگر آن ها را از رفتارهای خود حذف کنید، به شدت عزت نفس خود را افزایش داده اید. در ادامه، به ویژگی افراد با عزت نفس پایین می پردازیم که همانگونه که گفته شد با حذف این ویژگی های موثرترین گام را در افزایش عزت نفس خود برداشته اید. با ما در ارتقا باشید…

بسیاری از مواقع، با افرادی مواجه می شویم که ظاهری اتو کشیده، با شخصیت و موجه دارند. از جایگاه اجتماعی خوب و سطح فرهنگی قابل قبولی برخوردارند و در نگاه اول و برخورد اول این افراد را افرادی مقبول و حتی جذاب می دانیم. پس از اندکی معاشرت متوجه نکاتی ظریف و پنهان می شویم که دیدگاه ما را ۱۸۰ درجه تغییر می دهد! این ها همان ویژگی های افراد با عزت نفس پایین است.

برداشت نادرست از رک بودن، اولین آیتم عزت نفس پایین

گاهی افراد تصور می کنند که بسیار رک هستند و با همین تصور، به راحتی ابراز عقیده می کنند و در مورد مسائل مختلف نظر می دهند. البته تا زمانی که این ابراز عقیده در حیطه مسائل فردی خود شخص باشد، هیچ مشکلی ایجاد نمی کند. مثلا:

  • من این آهنگ را دوست ندارم
  • غذای مورد علاقه من قورمه سبزی است
  • برای سفر مکان کوهستانی رو به کویر ترجیح می دهم
  • و …

حال ابراز نظر، زمانی مشکل دار می گردد که فرد رک بودن را با وقاحت اشتباه بگیرد. در مورد مسائل دیگران صحبت کند و انتقاد های غیر سازنده نماید. مثلا:

  • این رنگ بهت نمیاد
  • چرا دماغتو عمل نمیکنی؟
  • نمیخوای ازدواج کنی؟
  • چند سال گذشته، چرا بچه دار نمی شی؟
  • درآمدت چقدره؟
  • موهاتو چرا نمیذاری تو؟
  • و …

افرادی که رک گو هستند، عموماً افرادی بسیار باهوشند که توانایی اظهار وجود و توانایی «نه گفتن» بالایی دارند و در مقابل افراد وقیح، افرادی هستند که به اشتباه بد دهنی را با رک گویی به یک معنی می پندارند. در صورتی که بد دهنی نشانه ای از ناتوانی انسان ها در خویشتن داری است و یکی از علائم عزت نفس پائین است.

انتقاد نا صحیح، دومین ویژگی افراد با عزت نفس پایین

یکی از ویژگی های افراد با عزت نفس پایین، این است که دائم در حال انتقاد از دیگران یا دخالت در اموری هستند که کمتر به آن ها مربوط می گردد. اجازه دهید این مطلب را با ذکر چند مثال که در زندگی روزمره بسیار استفاده میکنیم، توضیح دهم:

  • این چه جور رنگ کردن دیواره
  • این چه رنگ ماشنیه خریدی؟
  • یارو اسمش رو گذاشته معلم، اونم طرز لباس پوشیدنشه!
  • اقا، همه چی دون هستن!
  • ریش پرفسوری گذاشته فک میکنه آدم شده!
  • اینم شیرینیه خریدی آوردی؟ ترسیدی از یه جای بهتر بخری؟
  • غذایی هم که پخته بود، نه نمک داشت و نه آبلیمو!
  • لباساش رو دیدی؟ چقدر بی سلیقه است!
  • یه پاراگراف نوشته، توش کلی غلط املایی داره!
  • یجوری میگه مهندسم، انگار تو UBC درس خونده! دانشگاه آزادی هستی دیگه!
  • زمان ما کلی سخت میگرفتن، الان شما ها راحت مدرک میگیرین دیگه!
  • دکوراسیون خونش رو دیدی؟ اونم چیدمانه آخه!؟
  • و…

زمانی که از این جملات استفاده می کنیم نا خواسته در حال خرج کردن از کیسه عزت نفس خود هستیم و به بیان بهتر انتقاد کردن را با تحقیر کردن اشتباه گرفته ایم. البته نکته اینجاست که اگر عمیق تر به این جملات تفکر کنیم، هدف از تحقیر کردن در اینجا این است که با پایین آوردن سایرین، مقام و منزلت خود را افزایش دهیم. در حقیقت افراد با عزت نفس پایین، از آنجایی که در ناخودآگاهشان، شأن خود را چندان بالا نمی دانند و احترام چندانی برای خود قائل نیستند، با انتقاد از دیگران و پایین آوردن مقام آن ها نزد سایرین، سعی دارند که مقام خود را بالاتر نشان دهند. این افراد معمولاً برای حسن ختام صحبت های خود از جملاتی شبیه به «عزیزم، من خیر و صلاحت رو میخوام، اگه به حرفام گوش کنی، حتما موفق میشی!» استفاده می نمایند که در حقیقت حس شرمساری و حقارت را برای مخاطب ایجاد می کند. در ادامه شما را به دیدن کلیپ زیر دعوت می کنم که در آن سایر ویژگی های افراد با عزت نفس پایین را با شما اشتراک گذاشته ام.

منون خواهیم بود اگر سوالات و نظرات خود را در بخش دیدگاه ها (پایین صفحه) با ما در میان بگذارید.

 

نویسنده: سمیرا صادقیان

 

سایر مقالات ارتقا:

 

تحلیل سوات یا SWOT چیست؟ تحلیل SWOT به چه صورتی انجام میگردد؟

تفویض اختیار چیست؟

شش نکته اساسی که باید قبل از مصاحبه شغلی بدانید!

ارتقا | مدت زمان تخمینی برای مطالعه این مقاله ی تخصصی از سری مصاحبه شغلی، ۲.۵ دقیقه می باشد.

 

آمادگی برای مصاحبه شغلی | این مقاله به ارائه ی شش نکته ی ظاهراً بدیهی اما بسیار تاثیر گذار می پردازد که در بسیاری از مواقع توسط مصاحبه شوندگان بطور سهل انگارانه ای رعایت نمی گردند. در ادامه ی این مقاله با ما در ارتقا باشید…

مهمترین نکته قبل از مصاحبه شغلی

یک روز قبل از جلسه مصاحبه شغلی، حتما به ساختمان جلسه رفته و آنجا را از نزدیک شناسایی نمایید. مسیر مناسب را پیدا کنید و زمان تقریبی برای رسیدن به آنجا را برآورد نمایید. هرگز در روز مصاحبه شغلی با معده خالی حاضر نشوید. پایین آمدن قند خون، عملکرد ذهنی شما را پایین می‌آورد. همچنین از مصرف غذاهای سنگین خودداری نمایید. توجه داشته باشید استفاده از نوشیدنیهای گازدار تا یک ساعت پیش از جلسه مصاحبه استخدامی، ممکن است شما را آزار دهد.

تغذیه نامناسب قبل از مصاحبه شغلی

ناگفته پیداست که دوغ و یا داروهایی که خواب آور است، باعث خواهد شد شادابی همیشگی را نداشته باشید. همچنین فراموش نکنید که در جلساتی که تاحدی استرس‌زا میباشند، نباید از مایعات زیاد استفاده کرد! از خوردن پیاز، سیر، ترشی و امثال آن که باعث میشود دهان شما بدبو شود، پرهیز نمایید. حتما پیش از خارج شدن از منزل مسواک بزنید.

تهیه رزومه قبل از مصاحبه شغلی

چندین نسخه از رزومه خودتان تهیه و همراه خود در مصاحبه شغلی داشته باشید. اگر کارت ویزیت دارید، کارت ویزیت را هم در صورتی که احساس کردید نیاز است، بعد از سوال کردن به مصاحبه‌گران تحویل دهید. بهتر است چندین معرف علمی و غیرعلمی در رزومه خود داشته و یک روز قبلتر سعی کنید آنها را در جریان اینکه به عنوان معرف در رزومه آورده‌اید، قرار دهید.

زمان مناسب حضور در محل، قبل از مصاحبه شغلی

در روز مصاحبه حتما نیم ساعت زودتر به محل برسید، اما وارد اتاق یا ساختمان مورد نظر نشوید. دیر آمدن به محل مصاحبه هیچ گونه توجیهی ندارد. بهتر است اگر به هردلیلی دیرتر میرسید، چند دقیقه قبل از قرار ملاقات، تماس گرفته و ضمن عذرخواهی، اعلام نمایید که در زمان مقرر در جلسه نخواهید بود. به آنها حق بدهید اگر شانس مجددی به شما ندهند. هرگز طرف مقابل را منتظر نگذارید، چرا که ممکن است حق چندین نفر ضایع شود.

رفتارهای مناسبِ قبل از مصاحبه شغلی

شدیداً توصیه میکنم زودتر از ده دقیقه، وارد محل جلسه نشوید. میتوانید در محوطه اطراف ساختمان باشید، اما داخل ساختمان نگردید. فراموش نکنید که گاهی اوقات انتخاب در خارج از اتاق مصاحبه شغلی اتفاق می‌افتد. حتما رفتاری محترمانه با منشی و سرایدار داشته باشید. سعی کنید در جایی بنشینید و یا منتظر بمانید که خود میزبان به شما پیشنهاد دهد.

خانم ها قبل از جلسه مصاحبه شغلی بدانند!

گاهی بعضی از خانمها ترجیح میدهند همراه با شوهر، برادر یا پدر خود به جلسه مصاحبه شغلی بروند. این کار هرچند ظاهرا ایرادی ندارد، اما میتواند جنبه و امتیاز منفی همراه داشته باشد. تعدادی از مشاوران به من تعریف کرده‌اند که در مواردی همراه شخص در طول مصاحبه شغلی اقدام به دادن جوابهایی کرده است که از مصاحبه شونده پرسیده شده! توجه داشته باشید چنین رفتاری تنها دربردارنده این پیام است که شما در زندگی شخصی، از استقلال برخوردار نیستید و قطعا نمیتوانید به عنوان نیروی کاری مفید در اختیار شرکت باشید.

میتوانید چند روز قبل، از همسر یا پدر خود بخواهید در مورد آن شرکت تحقیق نمایند. اگر واقعا  عدم اعتمادتان به صاحب کار تا حدی است که حتی برای مصاحبه شغلی هم نمیتوانید به آنجا مراجعه کنید، بهتر است قید کار در آن شرکت را بزنید. همچنین بعد از قبول شدن در مصاحبه هم عموما هر شرکتی اجازه میدهد خانواده کارمند برای یکبار از محیط شرکت بازدید کرده تا خیالشان از این نظر آسوده باشد.

منون خواهیم بود اگر سوالات و نظرات خود را در بخش دیدگاه ها (پایین صفحه) با ما در میان بگذارید.

 

نویسنده: مجید شاه محمدی

 

سایر مقالات ارتقا در باب نحوه مصاحبه شغلی:

 

شغل خوب چگونه شغلی است؟

چگونه عملکرد خوب در یک مصاحبه شغلی داشته باشیم؟

 

 

موانع ارتباط موثر

ارتقا | مدت زمان تخمینی برای مطالعه این مقاله ی تخصصی از سری ارتباط موثر، ۳.۵ دقیقه می باشد.

 

در درس های پیشین اشاره نمودیم که ارتباط موثر چیست؟ گفتیم ارتباط موثر به این معناست که بتوانیم منظور خودمان را با کمترین خطا به مخاطب منتقل کنیم. برای رسیدن به این منظور، به نظر میرسد که ابتدا باید از وجود موانع ارتباط موثر مطلع باشیم و سعی نماییم که به شکل هوشمندانه ای از آنها عبور کنیم. در ادامه به بخشی از مهمترین موانع ارتباط موثر اشاره میکنیم. باهم در ارتقا باشیم….

موانع فرهنگی ارتباط موثر

یکی از دوستانم که در آلمان تحصیل میکرد، برایم خاطره ای تعریف کرد که به نظرم مثال کاملی از مانع فرهنگی ارتباط موثر باشد. پدر دوستم پس از آنکه در فرودگاه فرانکفورت برای اولین بار وارد خاکآلمان میشود، یکی از کارکنان فردوگاه به نشانه خوش آمد گویی انگشت شصتش را به سمت پدر دوستم بلند میکند. پدر دوستم از این حرکت بسیار خشمگین میشود، خوشبختانه دوستم هرچه سریعتر خود را به پدر میرساند و سو تفاهم بوجود آمده را رفع میکند!

اختلاف فرهنگ خصوصاً در کشور پهناور ما که غنی از فرهنگها و نمادهاست، یکی از مسائلی است که در ارتباط موثر توجه ویژه ای را می طلبد.

مفاهیم متفاوت کلمات، یکی از اصلی ترین موانع ارتباط موثر

به کلمه دلواپس دقت کنید؛ این کلمه طی سالهای اخیر بار معنایی خاصی را به خود گرفته است. از زمانی که عده ای خود را دلواپس روند مذاکرات ۵+۱ با ایران اعلام کردند، این کلمه بار معنایی خاصی پیدا کرد. حال تصور کنید که طی صحبت با یک سیاستمدار چنین جمله‌ای را ادا کنید: ” شما هم دلواپسید؟” این جمله امکان دارد به معنی یک نشان افتخار، یا حتی کنایه‌ای غیرقابل بخشش تلقی شود. کلماتی مانند جهان سوم، مرفه، خام، منتظر، مستضعف، رژیم، ماشین صد میلیونی، روستایی و… میتوانند با توجه مخاطبان، معانی مختلفی را ادا کنند. در درسنامه های بعدی مفصلاً به این موضوع پرداخته خواهد شد.

موانع ارتباط موثر مربوط به بستر انتقال پیام

طبق تحقیقات مختلف، لحن ادای کلمات گاه تا حدود ۴۰ درصد در انتقال پیام نقش ایفا میکند. در برخی از پیامها لحن بسیار تعیین کننده میباشد. این موضوع میتواند در بسترهایی که پیامها به شکل متنی ادا میشوند، رخ دهد.  جمله زیر را با لحن متفاوتی بخوانید:

امیدوارم بتونی این کار رو انجام بدی!

این جمله میتواند به شکل تحکم آمیز -تاکید روی این کار-، مسخره آمیز –تاکید روی بتونی– و یا دلسوزانه -تاکید روی امیدوارم– ادا شود.

موانع ارتباط موثر مربوط به سطح ادراک

ادراک، مفهوم مهمی است که در درسنامه های بعدی حتماً بدان خواهیم پرداخت. منظور از سطح ادراک این است که همه ما دریافت برابری از اتفاقاتِ یکسان، نداریم! برای مثال تعویض لاستیک برای شخصی کاری بسیار آسان و برای شخص دیگری بسیار سخت می باشد. لذا هنگامی که من-به عنوان شخصی که تجربه بسیار کمی در تعویض لاستیک دارم- از تعویض لاستیک سخن میگویم، به تنهایی نمیتوانم منظور خودم را به یک راننده پایه یک برسانم. ادراک میتواند به موقعیت ما نیز ارتباط مستقیم داشته باشد. فرض کنید در یک عصر بهاری، باران شروع به باریدن کند. از نظر فردی که دوست دارد با نامزد خود در پارک قدم بزند، این هوا ایده‌آل و برای دستفروشی که چشم به درآمد امروز عصر خود دوخته، این باران به منزله عذاب است. حال فرض کنید جوان تازه نامزد کرده به دوست دستفروش خود بگوید که چه هوای دلپذیری! قطعا ایشان از این تعبیر و البته خود شخص آزرده خواهد شد. البته عکس این قضیه هم صادق است. به عنوان مثالی دیگر، فرض کنید  فردی یک مقاله ی آموزشی برای یکی از دوستانش که مدرس معروفی در دبیرستان های تهران است، ایمیل میکند.  هدف وی از ارسال این ایمیل، مطلع ساختن دوستش از آخرین متدهای آموزشی روز دنیاست  که بابت گزینش و مطالعه ی چنین مقالاتی از سایت ها و ژورنال های مختلف، ماهانه بمیزان قابل توجهی سرمایه گذاری زمانی انجام میدهد. حال  آنکه، احتمال دارد دوستش این برداشت را از این کار داشته باشد که او را مدرس قابلی نمی داند و هدفش از این کار زیر سوال بردن مهارت های تدریس اوست.

موانع ارتباط موثر مربوط به خاطرات گذشته

امکان دارد شما در طول ارتباط از مفاهیمی استفاده کنید که ناخودآگاه مربوط به یک خاطره خوش آیند و یا ناخوشایند در گذشته شما باشد. برای مثال میخواهید در مورد یک محله صمیمی صحبت کنید و محله کودکی خود را مثال بزنید. این در حالی است که مخاطب شما خاطره تلخی نسبت به آن محله دارد. غذاها، مکانها، رنگها و اتفاقات تاریخی همواره میتواند بستر چنین موانعی باشند.

موانع ارتباط موثر بسیار متنوع هستند و در منابع مختلف طیف وسیعی از این موانع مطرح و بررسی می‌شود اما اگر بخواهیم بطور خلاصه و به شکلی کاملا کاربردی از آن صحبت کنیم، باید بگوییم که دو مورد بسیار اهمیت دارد:

  • سعی کنیم از دیدی متفاوت تر از آنچه به نظر خودمان می رسد مسائل را تفسیر کنیم.
  • در بیان موضوعاتی که اهمیت زیادی دارند، موانع ارتباط موثر حتما در نظر گرفته شوند.

تمرین: سه مورد از موانع و یا حالاتی را که موانع ارتباط موثر باعث پیچیده شدن روابط شما شده است، بخاطر بیاورید و سعی کنید راه حلی برای رفع این موانع بیابید.

ممنون خواهیم بود اگر سوالات و نظرات خود را در بخش دیدگاه ها (پایین صفحه) با ما در میان بگذارید.

 

نویسنده: مجید شاه محمدی

 

سایر مقالات ارتقا در باب ارتباط موثر:

چگونه سر صحبت را باز کنیم

ارتباط چشمی موثر

درمان قطعی کمال گرایی!

ارتقا | مدت زمان تخمینی برای مطالعه این مقاله ی تخصصی از سری درمان کمال گرایی، ۲.۵ دقیقه می باشد.

 

درمان قطعی کمال گرایی | اگر فرد کمالطلبی هستید شاید بارها به روان درمانگران مختلفی مراجعه کرده اید، کتاب های مختلفی خوانده اید و یا دوره های مختلفی را مبنی بر غلبه بر کمال گرایی گذرانده اید! احتمالا(!) خسته شده اید از اینکه هیچوقت درمانتان کامل نشده و هنوز در جاهایی، از کمالطلبی خود رنج می برید! در این مقاله به این سوال می خواهم پاسخ دهم که آیا کمال گرایی درمان قطعی دارد؟

با توجه به اینکه سال ها از عارضه کمالطلبی در عذاب بودم و مدت زیادی را برای درمان کمال گرایی و غلبه بر این عارضه صرف کرده ام و البته هنوز هم گاه و بی گاه رفتارهای کمالطلبانه در خود می بینم، به این نتیجه رسیده ام که کمال طلبی قرار نیست به طور کامل از بین برود! شاید بهترین تدبیر این است که به جای عبارت درمان کمال گرایی، عبارت غلبه بر کمال گرایی را به کار ببریم! چنان که بیشتر کتب مرجع نیز در اسامی خود از عبارت Overcoming Perfectionism استفاده کرده اند.

اجازه دهید با یک مثال این گفته را واضح تر کنم. بنظر من، سخنگویی در مغز انسان های کمال طلب وجود دارد که هر وقت زبان به سخن باز می کند، وی را به انجام کارهای کمالطبانه تشویق می نماید و استانداردهای بالایی را در انجام امور به فرد متذکر می شود. این سخنگوی مردم آزار گاه و بیگاه زبان به سخن می گشاید و مغز شما را با دستوراتش نشانه می رود و شما را ترغیب به انجام بهتر و عالی ترِ کارها با استاندارهای بالایی می نماید! این سخنگو، هیچ گاه قرار نیست بمیرد! حتی پس از درمان کمال گرایی نیز تعداد دفعاتی که شروع به صحبت میکند کم می شود اما هیچگاه حرف هایش تمام نخواهد شد! این شما هستید که باید بتوانید این سخنگو را بشناسید و هرگاه که زبان به سخن گشود به گفتگو دعوتش کنید! باید افسار این سخنگو را در دست بگیرید و هرگاه که سرکشی کرد بلافاصله رامش کنید! حال در ادامه ی این دوره با روش های صحبت با این سخنگو آشنا خواهید شد و اکنون که  عوامل کمال گرایی را یاد گرفته اید (شاید بهتر باشد دوباره سری به مقاله ی عوامل کمال گرایی بزنید) بیش از پیش خواهید توانست این سخنگو را تحت کنترل خود درآورید!

با ما در ارتقا باشید…

تمام کاری که باید بکنید این است که هر وقت این سخنگو مغز شما را نشانه گرفت، میکروفون را از دست او بگیرید و نگذارید که به صحبت هایش ادامه دهد! البته لازمه ی شناخت این سخنگو این است که با حیله هایش آشنا شوید! با حیله هایی که شما را مجبور به کمال طلبی می نماید! دائم نارضایتیش را در مغز شما فرو میکند و برای اینکه رضایتش را بدست بیاورید از شما میخواهد که کارها را کامل تر انجام دهید! دائم نداشته هایتان را به شما گوشزد می کند (رجوع به مقاله ریشه های کمال گرایی) و می گوید که بخاطر آن از شما ناراضی است!

منظور از این مقاله این بود که بدانید حتی پس از گذراندن این دوره و انجام تمریناتی که در ادامه ی دوره خواهد آمد، با اینکه سخنگوی مغز شما بسیار ساکت تر خواهد شد اما به این معنی نیست که دیگر پشت میکروفون نرود و خواسته ها و نارضایتی هایش را ابراز نکند! پس حواستان باشد که اگر افسار این سخنگو را در دست بگیرید تقریبا به کلی بر مشکل کمالطلبی خود فائق آمده اید. از این پس در ادامه دوره با این سخنگو زیاد کار خواهیم داشت تا جایی که بتوانید افسار آن را کامل در دست بگیرید. با ما در ارتقا باشید…

ممنون خواهیم بود اگر سوالات و نظرات خود را در بخش دیدگاه ها (پایین صفحه) با ما در میان بگذارید.

نویسنده: پویا معتمدی

ارتباط موثر با خود

ارتقا | مدت زمان تخمینی برای مطالعه این مقاله ی تخصصی از سری ارتباط موثر، ۳ دقیقه می باشد.

 

ارتباط موثر با خود | ارتباط موثر با خود، به معنای خودشناسی یا خودآگاهی نیست. هرچند این مباحث از اهمیت بالایی برخوردارند اما هنگامی که صحبت از مهارت ارتباط موثر و ارتباط موثر با خود می شود، منظور نحوه تعامل ما با خودمان و بیان احساسات و اتفاقات بیرونی با خودمان است. باید به این نکته دقت کامل داشت که احساسات و ادراک ما واقعی هستند و به واقع بر روی ما تاثیر گذارند.

امروزه استرس و فشارهای روانی، عامل بسیاری از بیماریها شناخته می‌شوند. اینکه ما در موقعیتهای استرس زا تپش قلب میگیریم و یا در شرایطی که شرمگین میشویم به شدت حس گرما پیدا کرده و عرق میکنیم، همگی نشان دهنده ی این حقیقت است که احساسات، واقعی و عینی هستند و مستقیما بر روی ما تاثیر میگذارند. ارتباط موثر با خود به این معناست که بتوانیم به بهترین شکل با خود تعامل برقرار کنیم. اتفاقات و احساسات خود را به شیوه ای مناسب درک کنیم. این نوع شیوه تعامل و برخورد، بر رفتارهای بیرونی ما نمود زیادی خواهد داشت.

باهم در ارتقا باشیم…

تاثیر تفسیر رفتار اشتباه در ارتباط موثر با خود

اولین نکته در مورد ارتباط موثر با خود، به تفسیر ما از رفتار خودمان، برمیگردد. اجازه بدهید برای شما مثالی بزنم! فرض کنید آقایی خسته از کار به خانه آمده است. بلافاصله پس از رسیدن، همسرش از او می خواهد تا برای تهیه ی شام، نان و تخم مرغ بخرد. خودتان را جای آن فرد بگذارید. از طرفی خسته اید و از طرفی هم نمیخواهید پاسخ منفی به همسرتان بدهید. شما با وجود خستگی، به مغازه مراجعه میکنید اما در طول مسیر میتوانید با خود دو نوع تفکر را داشته باشید و به عبارتی چنین گفت و گویی باخود ترتیب دهید (البته این گفت و گو امکان دارد به زبان هم آورده نشود!):

حالت اول: عجب همسر بی ملاحظه‌ای دارم. حالا مثلا بدون نون و تخم مرغ نمیشد دیگه شام پخت! حالا اگه مجرد بودم با خیال راحت دراز میکشیدم جلو تلویزیون و تهش یه پیتزام سفارش میدادم. عشق و عاشقی همه اش برا ماه های اوله، بقیه اش دردسره! ملت وارد خونه میشن زنشون براش چیکارا میکنه، زنِ مام مارو دیدنی یاد تخم مرغ میفته و…

حالت دوم: درسته که خیلی خسته ام اما چون همسرم رو دوست دارم، با علاقه اینکارو انجام میدم. همسرم هم خودش متوجه خستگیم بود و با کراهت گفت بیام برای خرید. میدونه که کوکو دوست دارم برای همون وگرنه برنج میذاشت. لذت فداکاری برای خانواده خیلی بیشتر از رنج خستگی هستش. همسرم هم از صبح همپای من تو خونه کار کرده. پس برای یه خرید ساده از سرکوچه نباید ناراحت باشم و…

در هردو حالت شما خرید را انجام میدهید. در حالت دوم با عشق و علاقه اما در حالت اول با حس بد که طبعاً نمود بدی در رفتار و گفتار شما خواهد داشت. در هر حالت رفتار شما توسط همسرتان هم بازخورد پیدا میکند و اینگونه میشود که همسر شما در حالت اول پیامی مبنی بر بی‌مسولیتی و نادیده انگاشتن زحماتش را دریافت میکند و در حالت دوم از خودگذشتگی و علاقه شما به خانواده درک میشود.

تاثیر باورها بر ارتباط موثر با خود

نکته ی دوم باورهای ماست که چگونه بر روابط خودمان تاثیرگذار است. اینکه ما باید باور داشته باشیم خودمان مسئول رفتار و بازخورد دیگران هستیم. درصورتی که فردی باور داشته باشد مخاطبینش او را درک میکنند و خواهان موفقیت او هستند، طبیعتاً میتواند پیامهای محبت آمیزی نیز برای مخاطبین خود بفرستد. درک این مهم که رفتار اطرافیان، بازخورد رفتارهای خود او است، باعث میشود که مدام به فکر بهبود روابط فردی و اجتماعی شود. حتی اگر در واقعیت، مخاطب ما مقصر یک جمله ناروا یا یک رفتار نامناسب باشد، بهتر است ما خود را مسئول چنین رفتاری بدانیم و سعی کنیم به نحوی با رفتارمان بازخورد مناسب تری دریافت کنیم. به احتمال بسیار زیاد بعد از مدتی مخاطب ما هم متوجه رفتار اشتباهش خواهد شد!

تاثیر واگویه ها بر ارتباط موثر با خود

نکته ی سوم، واگویه های ما هستند که به طرز عجیبی به واقعیت تبدیل میشوند! باید قبول کرد که کلمات بسیار قدرتمند هستند. مهم است که ما از چه کلماتی برای مکالمه با خود استفاده میکنیم. اینکه بگوییم «من نمیتوانم» با اینکه بگوییم «من باید تلاش بیشتری کنم» یا «باید راه حل دیگه ای رو امتحان کنم»، بسیار متفاوت است. برخی صاحب نظران این حوزه، مغز را مانند کامپیوتری می‌دانند که مدام در حال پردازش کلمات است. تاثیر کلماتی که در خلوت خود استفاده میکنیم، بر روی پردازش مغز چند صد برابر است. به طور جدی سعی کنید هموراه از واگویه‌های مثبت و شکرگزارانه استفاده کنید که مغز شما  بتواند فرصتهای بینظیر را بیابد تا از موهبتهایی که در زندگی دارید، نهایت لذت را ببرید. تاثیر واگویه‌ها بر روی عملکرد ناخودآگاه ذهن ما بسیار جدی ‌تر از آنی است که بنظر ما میرسد.

تمرین: سه مورد از واگویه و تفسیرهایی که در طول هفته قبل در ارتباط با خود داشتید بنویسید. سپس تلاش کنید آنها را تصحیح و به شکلی بهتر در آورید.

ممنون خواهیم بود اگر سوالات و نظرات خود را در بخش دیدگاه ها (پایین صفحه) با ما در میان بگذارید.

 

نویسنده: مجید شاه محمدی

 

سایر مقالات ارتقا در باب ارتباط موثر:

چگونه سر صحبت را باز کنیم

ارتباط چشمی موثر

 

ریشه ها و عوامل کمال گرایی

ارتقا | مدت زمان تخمینی برای مطالعه این مقاله ی تخصصی از سری درمان کمال گرایی، ۵ دقیقه می باشد.

 

ریشه های کمال گرایی | زمانی که سرفصل های دوره جامع غلبه بر کمال گرایی را برای تایید نهایی به ناظر کیفی ارائه دادم، سوالی که از سوی ایشان مطرح شد این بود که درس ریشه های کمالطلبی که بین سر فصل ها موجود است چه کارایی خواهد داشت؟ مگر نه اینکه مخاطبِ این دوره، به دنبال روش های درمان کمال گرایی است؟ پس ریشه های بوجود آمدن این عارضه چه کمکی می تواند در روند درمان داشته باشد؟ از آنجایی که احساس می کردم این سوال برای شما خواننده محترم نیز بوجود بیاید، ترجیح دادم تا قبل از شروع بحث به این موضوع بپردازم. این سوال دو جواب ساده دارد. اول اینکه اگر شما ریشه های کمالطبی خود را دریابید و بدانید که این عارضه از کجا نشات میگیرد و چه چیز باعث وخیم تر شدن آن می گردد، خواهید توانست واکنش مناسبی به عوامل ایجاد و تداوم عارضه کمال طلبی نشان دهید. دوم اینکه دانستن ریشه های کمالطلبی موجب می شود که خود شما در ارتباط با سایر انسان ها، در تربیت فرزندان، عملکرد کارمندان و زیردستان و … از عوامل کمال طلبی آن ها نباشید!

پس بطور کلی در این مقاله سعی داریم تا مهمترین ریشه های کمال طلبی را با هم بررسی کنیم و در طول درمان کمال گرایی منفی خود عوامل ایجاد و تداوم کمال طلبی را با دید وسیع تری شناسایی کرده و در صدد برخورد مناسب با آن ها باشیم. با ما در ارتقا باشید…

والدین کمال طلب اولین ریشه کمال گرایی منفی!

اگر والدین کمال طلبی دارید، مطمئناً تصدیق می کنید که با استانداردهای بسیار بالایی تربیت یافته اید. راحت زندگی نکرده اید! رفتار کودکانه از شما قابل قبول نبود! شما را زیبنده ی هر رفتاری نمی دانستند! اگر شما هم والدین کمال طلبی داشته اید، می توانید یکی از ریشه های کمال طلبی خود را در استانداردهای بالایی بیابید که ایشان برای شما تعیین می کردند و البته اگر از آن ها بپرسید، رفتارشان را از صحیح ترین روش های تربیت فرزند خواهند شمرد! شاید اینجا بد نباشد تا به مقاله «چرا کمال طلب ها علاقه ای به رهایی از کمال طلبی ندارند؟» سری بزنید!

ریشه های کمال گرایی در سختگیری های دوران کودکی!

علاوه بر والدین کمال طلب، گاه بچه ها در محیطی قرار می گیرند که سختگیری های بی مورد روی آن ها اعمال می شود! معلم سختگیر، پرستار بچه سختگیر، مربی سخت گیر، والدین سخت گیر، مدرسه ای با قوانین سخت گیرانه و … همه از عوامل کمال طلبی محسوب می شوند. اگر کودکی را در محیطی بوده اید که تحت سخت گیری های بی مورد قرار داشته اید، این سخت گیری ها استاندارد های مورد انتظار شما را در ذهنتان بالا برده و از مهمترین عوامل موثر در کمال طلبی کنونی شما بوده اند.

سیستم آموزشی، از موثرترین عوامل کمال گرایی!

وقتی این جملات را می نویسم، یک احساس تاسف درونی سراسر وجودم را گرفته است. به یاد روزهایی میفتم که در مدرسه، رتبه های اول تا سوم به پای تخته می رفتند و همه ی کلاس تشویقشان می کردند. به یاد روزهایی میفتم که وقتی میخواستند یک نوجوان را مورد ستایش قرار دهند از رتبه خوب او در کنکور و رشته ی خوبش در دانشگاه می گفتند. وقتی می خواستند از بچه، پیش فامیل تعریف کنند، جمله این بود: عمو علی، کمال رتبه یک کلاسشون شده! معلم ها از نبود کار تیمی می نالیدند اما بچه ها را به رقابت انفرادی تشویق می کردند! خوب، این ها همه نشانگر یک چیز است: برای اینکه مورد احترام واقع شوی باید وارد یک رقابت شوی! مهم نیست سر چه چیزی رقابت می کنی! اگر چیزی که بر سرش رقابت می کنی مورد علاقه ات باشد کم کم اضطراب رقابت، لذتش را برایت از بین می برد و اگر مورد علاقه ات نباشد که دیگر برای چیزی تلاش میکنی که اصلا لذتی برایت ندارد! اینجا بود که دیگر رقابت نقش اول را بازی میکرد. برای اینکه در این رقابت پیروز باشی باید دائماً استاندارهای بالاتری از رقبا داشتی و این یعنی کمال طلبی! این همان سیستم آموزشی مریضی است که از عوامل موثر بر کمال طلبی بسیاری از ایرانیان است!

ریشه های کمال طلبی در عزت نفس پایین

بطور کلی عزت نفس یعنی ارزیابی یک فرد از خود و احساسی که نسبت به خود دارد! فردی که عزت نفس پایینی دارد نیاز بالایی را به خودابرازی احساس می کند. بنابراین برای اینکه مورد تشویق دیگران باشد، و به عبارت بهتر در مرکز توجه دیگران قرار بگیرد، استاندارهای بالایی را برای خود تعریف می کند. این استانداردهای بالا موجب می شود تا از نظر دیگران نادیده گرفته نشود اما بحث اینجاست که همین استانداردهای بالا هستند که از اصلی ترین عوامل کمال طلبی افراد محسوب می شوند! برای کسب اطلاعات بیشتر، می توانید به مقاله عزت نفس چیست مراجعه کنید.

البته مورد دیگری هم وجود دارد که از عوامل موثر کمال گرایی است؛ اینکه جامعه ی ما انسان سالم را به اشتباه، یک انسان موفق تعریف می کند و نیز انسان موفق را به اشتباه، فردی در نظر میگیرد که دستاوردهای زیادی داشته است؛ درآمد بالا، مدرک تحصیلی بالا، ماشین مدل بالا، خانه ای در بالاشهر و …! گذشته از اینکه تعریف انسان سالم با میزان موفقیت فرد نسبت مستقیمی ندارد، این تعریف اشتباه موجب میشود فرد برای داشتن دستاوردهای بالا، استاندارادهای بالاتری برای خود در نظر بگیرد! تا جایی که حتی خانه خود را میفروشد تا ماشین مدل بالا زیر پایش داشته باشد! احتمالاً جمله ی معروفی را از زبان بانوان به یاد دارید: مردان سرزمین من کاری کرده اند که دختران بیشتر از هر چیز به آرایش خودشان اهمیت دهند! البته میزان بالای مصرف لوازم آرایشی هم گواهی بر این ادعاست. حال با خواندن این مقاله احتمالا می دانید که قبل از مردان این سرزمین چه عوامل دیگری در فروش بالای لوازم آرایشی در ایران دخیل هستند؟!

 والدین موفق از جمله عوامل موثر بر کمال گرایی!

این جملات را چقدر از پدرها و مادرهای ایرانی شنیده اید: من به سن تو که بودم با فانوس درس میخواندم! من مجبور بودم کار کنم و شب تا صبح را درس بخوانم! ما در یک اتاق کوچک بودیم و آنجا درس خوانده ام و الان دکتر شده ام! و…

شنیدن این جملات یعنی با والدین موفقی سر و کار داریم که چشم دیدن امکاناتی را که اکنون در اختیار فرزندانشان قرار داده اند و خود در سن مشابه، فاقدش بوده اند، ندارند! نه اینکه رنج حسادت! رنج اینکه فکر می کنند هر کس امکانات بالاتری داشته باشد باید به همان میزان موفقیت بالاتری نیز به دست آورد. اگر پدری روی زمین درس می خوانده و الان فرد موفقی است، انتظار دارد که وقتی پسرش روی میزی با ارتفاع ۷۵ سانتی متری درس میخواند، حتما موفقیت ۷۵ برابری پدرش را داشته باشد! این پدر، نا خواسته در حال پروراندن یک فرزند کمالطلب است! این پدر تنها در صورتی پسرش را تشویق می کند که موفقیتی به دست بیاورد! این مادر دخترش را تنها در صورتی نوازش می کند که موفق به انجام کاری شده است! این پدر و مادر ناخواسته این ذهنیت را در پسر و دختر خود به وجود می آورند که تو باید همیشه موفق باشی وگرنه ارزشی نخواهی داشت! حال غافل از آن که نه میز ۷۵ سانتی متری دلیل پیشرفت ۷۵ برابری است و نه دختری که موفق به کسب مدال طلای شنا در مسابقات بین مدارس نشده است دختر بی ارزشی است!

توجه به نداشته ها از دیگر عوامل موثر بر کمال گرایی

یکی از نشانه های افراد کمال طلب (مراجعه به مقاله کمال گرایی یا کمال طلبی چیست؟ آیا من فرد کمال طلبی هستم؟) این است که بیشتر از داشته ها به نداشته هایشان توجه دارند! به لپ تاپی که ندارند، به مهارتی که ندارند، به کفشی که ندارند، به خانه ای که ندارند، به فلان اخلاق موردپسندشان که ندارند و …! هیچ گاه خوبی های خود را نمی بینند. مهارت هایشان را نمی بینند. موفقیت هایشان را کم رنگ تر از چیزی که هست می بینند! همین باعث می گردد تا احساس خوبی به خود نداشته باشند و کمال طلبیشان تشدید یابد! با تشدید کمال طلبی توجه به نداشته ها بیشتر می شود و در یک چرخه ای می افتند که دائم بر نداشته ها و کمالطلبیشان افزوده می شود!

ممنون خواهیم بود اگر سوالات و نظرات خود را در بخش دیدگاه ها (پایین صفحه) با ما در میان بگذارید.

نویسنده: پویا معتمدی