خاطره ای عجیب اما واقعی!

مدت زمان تخمینی برای مطالعه این مقاله ی تخصصی از سری درمان کمال گرایی، ۲ دقیقه می باشد.

به یاد دارم زمانی که دانشجو بودم -و البته آن زمان سرچ در گوگل به صورت امروزی رواج نداشت، چه برسد به سایت های تولید محتوا و گوشی های هوشمند و شبکه های مجازی!- متوجه عارضه ی کمال طلبی یا کمال گرایی در خودم شدم! از آنجایی که اعتقادی به این امر نداشتم که دکتر روان شناس یا روان پزشک، تنها مختص انسان های به اصطلاح دیوانه (!) است، برای رفع این عارضه به روان پزشک مراجعه کردم. البته باید اعتراف کنم، با اینکه تفاوت روان پزشک و روان شناس را می دانستم اما بدلیل عدم اطلاع از اینکه اصلاً کمال طلبی چگونه عارضه ایست و حتی بدون اینکه اسم این عارضه را بدانم، در انتخاب دکتر، کمی دچار اشتباه شدم. چرا؟ آن زمان که حتی با واژه کمال طلبی هم نا آشنا بودم و اکنون یادم نیست که با چه اسمی آن عارضه را به دکتر معرفی کردم، بیشتر تصور من این بود که درمان کمال طلبی باید با دارو انجام گردد و همین دلیلِ من برای ترجیح یک روانپزشک به یک روان شناس بود! خلاصه، نکته ی جالب اینجا بود که دکتر پس از شنیدن احساس من از عارضه ای که داشتم و البته  بدون اینکه هیچ سوال دیگری از من بپرسد که چه علائمی را در خود می بینم، تصور کرد که تنها برای بهانه جویی پیش وی آمده ام. گویی که این اتفاق همین دو ساعت پیش رخ داده است و من تمام جزئیات حرف های وی را به یاد دارم. در آن مراجعه، چنین دیالوگی از طرف وی برقرار شد:

– ایده آل گرایی اصلا بد نیست. اتفاقا خوب است. افراد موفق، ایده آل گرا هستند. من خودم هم بخاطر ایده آل گراییم الان به این مرتبه رسیدم. برو و نگران نباش!

این حرف آن چنان بر من تاثیر گذار بود که تا سال ها نه تنها خودم اقدامی برای درمان کمال گرایی انجام ندادم، بلکه کمال طلبیم را با فرض اینکه فرد موفق تری شوم، تشدیدم نمودم. جالب اینجاست دوستانی را هم که کمال طلبی بالایی داشتند، تشویق می کردم!

البته تعریف این خاطره اصلا به معنای زیر سوال بردن علم روانشناسی و روان پزشکی یا حتی ضعیف جلوه دادن آن دکتر عزیز نیست. حتی باید بگویم ایشان یکی از بهترین دکتر هایی هستند که علاوه بر اینکه در رشته ی روانپزشکی حاذق اند چنان خندان و گشاده رو بودند که بنده همچنان هم مایلم جهت درمان نزد ایشان مراجعه کنم. آن چه که آن روز اتفاق افتاد، تنها یک سو تفاهم بود که شاید بدلیل ارائه ی اطلاعات ناقصی که من از عارضه کمال طلبی داشتم و یا سو برداشت هایی که از سوی طرفین صورت گرفت، رخ داد و البته همین اتفاق، بی شک، یکی از مهمترین دلیل بوجود آمدن این دوره غلبه بر کمال گرایی نیز می باشد. اما نکته اینجاست که اگر مقاله ی چرا کمال طلب ها علاقه ای به رهایی از کمال طلبی ندارند؟ را خوانده باشید متوجه می شوید که بسیاری از افراد کمال طلب، به دلیل تصور موفقیتی که از این عارضه دارند، هیچ گاه اقدام به درمان کمال طلبی خود نکرده اند! این مطلب مربوط به یک قشر خاص نیست. پیر و جوان، تحصیل کرده و غیر تحصیل کرده، بازاری و غیر بازاری و … به دلایل بسیاری، کمال طلبی را یک ارزش یافته اند و حتی بسیاری از آن ها به این فکر نکرده اند که این ارزش در علم روان شناسی یک عارضه است!

 

نویسنده: پویا معتمدی

 

سایر مقالات ارتقا در باب درمان کمال گرایی:

 

کمال گرایی چیست؟

غلبه بر کمال گرایی

نشانه های کمال گرایی

چرا کمال طلب ها علاقه ای به رهایی از کمال طلبی ندارند؟

 

سایر مقالات ارتقا:

 

قانون ABC در برنامه ریزی فردی

تحلیل سوات یا SWOT چیست؟ تحلیل SWOT به چه صورتی انجام میگردد؟

تفویض اختیار چیست؟

 

انسانیت برتر از ارتباط موثر آمد پدید!

مدت زمان تخمینی برای مطالعه این مقاله ی تخصصی از سری ارتباط موثر، ۵ دقیقه می باشد.

زمانی که دوست عزیز و بزرگوارم جناب شاه محمدی، مسئولیت تدوین دوره رایگان ارتباط موثر را عهده دار شدند، طبق تجربه ی نشست و برخاستی که بیش از ۱۰ سال است با ایشان دارم، اگر محافظه کاری پیشه کنم و نگویم بهترین، مطمئن و مسرور بودم که یکی از بهترین دوره های ارتباط موثر کشور را در سایت ارتقا خواهیم داشت. لذا با توجه به وسواسی که تاکنون در مطالب ارائه شده در ارتقا –چه در سایت، چه در دوره های حضوری و چه در شبکه های مجازی- داشته ام، می دانستم این دوره هیچ نیازی به کنترل کیفی ندارد. امروز که داشتم به روند پیشرفت سایت و روند اجرای امور توسط تیم و مدرسین ارتقا فکر می کردم، به ذهنم رسید تا نکته ی کوچکی را در قالب این مقاله، برای دوره ی ارتباط موثر بنگارم! نکته ای کمیاب که از کتاب شش عادت مرمان موثر استفان کاوی آموختم و چندسالی است آن را تمرین میکنم. نتایج شگفت انگیز آن در سراسر زندگیم مشهود است و البته مهمتر از همه حس خوبی که همواره دارم مدیون این نکته ام.

افرادی که مرا می شناسند، با این اخلاق من آشنا هستند که عقیده دارم اگر از هر سمینار و کتاب و دوره ی آموزشی، تنها بتوانم دو نکته را بیاموزم، این دو نکته در قبال زمان و هزینه ای که گذاشته ام برایم کاملا کافی خواهد بود و احساس رضایت بالایی خواهم داشت. چندین سال پیش که کتاب شش عادت مردمان موثر را برای اولین بار خواندم، با اینکه کتابی بود سرشار از نکات نغز و آموزنده –که فروش ۱۶ میلیونی آن در جهان، گواه از این ادعا دارد- اما طبق عادت، دو نکته ای که برایم جذابیت بالاتری داشت و به همه ی زمانی که گذاشته بودم می ارزید و البته نکاتی بودند که تاثیر باور نکردنی در زندگی من داشتند، توجه بیشتری از من جلب کردند. در این مقاله کوتاه سعی دارم یکی از این نکات را با خواننده ی محترم در میان بگذارم. نکته ای که طبق تجربیات من حتی اگر هیچ از ارتباط موثر ندانید، باز ارتباطات شما را موثر خواهد نمود!

اما آن نکته چیست؟

زمانی، چه در کشور ما و چه در سایر کشور های جهان، صداقت، جزو ارزشمندترین مراتب اخلاق بود. به مرور زمان آموزگارانی پیدا شدند و شروع به تدریس تکنیک های ارتباط موثر نمودند؛ در ابتدا برای مدیران و بعدها در سطح همه افراد جامعه. مدتی گذشت و این اشتباه در جامعه رایج گردید که دیگر نقش صداقت و راستی و اخلاق در ارتباطات کم رنگ شده و جای خود را به تکنیک های رنگارنگی داده که از آن به عنوان معجزه ارتباط موثر یاد می کنند! هرچند به شخصه اعتقاد فراوانی به یادگیری این تکنیک ها دارم اما نکته ای که استفان کاوی در کتاب شش عادت مردمان موثر به من گوشزد کرد، این بود که انسان ها چه دارای مهارت های ارتباط موثر باشند و چه فاقد این مهارت ها باشند، چه باسواد باشند و چه بی سواد، انسانیت را خیلی خوب می فهمند. حتی اگر استادِ مسلمِ مهارت ها و تکنیک های ارتباط موثر نیز باشید، اگر غَل و غَشی در منظورتان و یا عدم صداقتی پشت این مهارتتان باشد، انسان ها ناخودآگاه متوجه این عدم صداقت خواهند شد! شاید حتی بتوانید چند ساعت، چند روز و حتی چندین ماه با استفاده از این مهارت ها و تکنیک ها، مَرکَبِ مقصود خود را به پیش برانید اما عاقبت اگر صداقت و خوبی پشت رفتار شما نباشد، رسوایی را تجربه خواهید کرد.

احتمالا برای شما هم پیش آمده که بگویید فلانی آدم خوبی بنظر میرسد اما نمی دانم چرا به او اعتماد ندارم؟! این همان تشخیص ناخودآگاه شماست که اگر وی با شما صادق نباشد، دیر یا زود می فهمید علت این عدم اعتماد چه بود. البته این حرف به این معنا نیست که همیشه حق با شماست! عدم پیش داوری و عدم قضاوت خود از ارکان مهم ارتباط موثر است که بنده روی آن تاکید موکد دارم. اما تمام نکته ای که می خواهم به شما بگویم این است که هرچقدر هم که در ارتباط موثر ماهر شوید و در ادامه ی این دوره این نکات را که توسط دوست عزیزم بیان می گردد، به خوبی رعایت کنید، باز اگر صادق نباشید و بهتر بگویم اگر انسان خوبی نباشید، دیر یا زود کاری از دست این مهارتتان نیز ساخته نیست!

اما چند تمرین برای آنچه در بالا گفته شد:

۱. از امروز سعی کنید دروغ نگویید! بسیاری از افراد عادت به دروغ گویی کرده اند. وقتی می گویم دروغ، منظورم این نیست که حتما دروغ عجیب و غریبی گفته باشیم! همین که کسی به شما تلفن می کند و جوابش را بدلیل اینکه در سرویس بهداشتی بودید، نمی دهید و زمانی که با او تماس گرفتید، ابراز می کنید که سرم شلوغ بود یا در حال استحمام بودم، دروغ گفته اید! میتوانید توضیحی ندهید ولی اگر توضیح دادید راستش را بگویید. حال آنکه سیستم زندگی و آموزش در ایران طوری است که اکثر انسان ها بدون دلیل از گفتن حرف راست امتناع می کنند! در صورتی که اگر از خودشان بپرسید چرا راستش را نگفتی، دلیل قانع کننده ای نخواهند یافت. یادتان باشد که در انجام این تمرین قرار نیست کمالطبی کنید! اگر شما هم جزو افرادی هستید که خجولی یا سیستم زندگی، شما را وادار کرده تا ناخواسته از راست گویی پرهیز کنید -لطفا با خودتان صادق باشید- کم کم سعی کنید این رفتار را کمتر تکرار نمایید. شاید حتی بیش از یک سال زمان ببرد تا به کل این عادت را از سر بیرون کنید اما نگران نباشید! همین که شروع به این کار نمایید خودتان خواهید دید که چقدر در ارتباط با دیگران احساس خشنودی دو طرفه می کنید!

۲. در تکمیل تمرین قبلی شاید بگویید این که همه جا راست بگوییم، دور از ارتباط موثر است! بله! شاید وقتی جلسه ی مهمی با یک فرد بالا مقام دارید و خواب مانده اید و نیم ساعت دیرتر در جلسه ظاهر شده اید، اصلا برای طرف مقابل خوشایند نباشد که بجای بهانه ی ترافیک بگویید که خواب مانده ام! اما به یاد داشته باشید که اگر آنجا صادق باشید و آن فرد هم از شما برنجد اما باز یک برگ برنده دارید! آن برگ برنده این است که آن فرد شما را صادق خواهد یافت و اگر قرار باشد دفعه بعد بخاطر ترافیک تاخیر کنید، دیگر می داند که شما ترافیک را بهانه نکرده اید و آنچه را که راست بوده است، گفته اید.

۳. به یاد داشته باشید که یک فروشنده ی موفق، یاری رسان موفق تری است! شاید بگویید من شغلم فروشنده نیست اما بدانید که ما در هر لحظه در حال فروش هستیم. حتی وقتی در حال نوازش کودکی هستید به او مهربانی میفروشید و در قبالش چیزهای مختلفی از جمله توجه و حس خوب و … میگیرید. چه شغلتان فروشنده باشد و چه نباشد همیشه سعی کنید در فروش، سود شخصی را از سر بیرون کنید و خود را به عنوان یک یاری رسان ببینید. در این صورت مطمئن باشید که هم فروش خواهید کرد و هم سود. اگر یک جنس ارزان هم کار مشتری شما را راه می اندازد نیاز نیست برای سود بیشتر جنس گران تر و یا اجناس اضافی تری به او بفروشید! اگر این کار را بکنید، شاید در آن لحظه سود کرده باشید اما یادآور می شوم اینجا شما از عزت نفس خود مایه گذاشته اید و در آخر بازنده کسی است که از عزت نفس خود، بیشتر خرج کرده باشد حتی اگر سود مادی بالایی هم به دست بیاورد!

۴. غیبت نکنید! اگر از بحث توصیه های دینی و مذهبی بگذریم، مهمترین پیامدی که غیبت کردن دارد، ضربه ای است که به عزت نفس شما وارد می کند! هرگاه پشت سر کسی بدگویی می کنید، نا خواسته در حال خالی کردن کیسه ی عزت نفس خود هستید! متاسفانه کمتر پیش می آید در جمعی باشیم و غیبت شخص غایبی نشود و بسیاری از افراد حتی علیرغم میل باطنی و تنها برای اینکه با جمع گرم بگیرند، وارد بحث می شوند. اما از این پس شما این کار را نکنید. حتی اگر نظر شما را هم خواستند سعی کنید به حُسن، از آن شخص سخن بگویید!

۵. تا می توانید به دیگران کمک کنید! اگر کتاب سطل شما چقدر پر است را خوانده باشید این نکته را می دانید که هرگاه حس خوبی را به فرد دیگری منتقل میکنید، خودتان نیز همانقدر حس خوب دریافت خواهید کرد! البته منظورم این نیست که خود و خانواده خود را فدای نیکی به دیگران کنید. اما اگر دیدید جایی شخصی نیاز به کمک دارد، اگر کاری از دستتان برآمد، برای او انجام دهید.

۶. و تمرین آخر! سعی کنید انسان خوبی باشید. خودتان می دانید چگونه! شاید زمان بر باشد، شاید متحمل هزینه شوید. اما تمرین کنید تا انسان خوبی باشید! در نهایت مطمئنم که سود بزرگتری را بدست می آورید!

ممنون خواهیم بود اگر سوالات و نظرات خود را در بخش دیدگاه ها (پایین صفحه) با ما در میان بگذارید.

 

نویسنده: پویا معتمدی

 

سایر مقالات ارتقا در باب ارتباط موثر:

چگونه سر صحبت را باز کنیم

ارتباط چشمی موثر

 

سایر مقالات ارتقا:

قانون ABC در برنامه ریزی فردی

تحلیل سوات یا SWOT چیست؟ تحلیل SWOT به چه صورتی انجام میگردد؟

تفویض اختیار چیست؟

 

 

جمع آوری اطلاعات قبل از مصاحبه شغلی

مدت زمان تخمینی برای مطالعه این مقاله ی تخصصی از سری مصاحبه شغلی، ۳.۵ دقیقه می باشد.

 

جمع آوری اطلاعات قبل از مصاحبه شغلی | در اولین گام باید طرف مقابل را بیشتر بشناسید. هم شرکت و هم خود افرادی که قرار است با شما مصاحبه کنند. امروز به لطف وجود شبکه‌های اجتماعی، می توان با کمترین تلاش، اطلاعات زیادی در مورد افراد کسب نمود. شما میتوانید از طریق لینکدین، همکارها، سازمانها و سابقه کاری افراد مختلف را پیدا کنید. به احتمال بسیار زیاد، سازمانی که مدنظر دارید، دارای وبسایت اینترنتی است. آن را چک کنید، پروژه های شاخص انجام شده، تاریخچه و… میتواند شما را در بهتر شناختن شرکت مورد نظر راهنمایی نماید. این اطلاعات میتواند در ادامه به شما بسیار کمک کند. باهم در ارتقا باشیم…

جمع آوری اطلاعات قبل از شروع مصاحبه شغلی

فراموش نکنید که اگر شما به شرکتی برای مصاحبه شغلی بروید اما آشنایی خاصی با آن شرکت نداشته باشید، صرفاً همین بی اطلاعی میتواند باعث رد شدن شما گردد! برعکس، آشنا بودن شما به شرکت و افراد مصاحبه کننده، ناخودآگاه، تاثیر مثبتی بر روی آنها خواهد گذاشت.

وقتی که برای اولین مصاحبه شغلی میخواستم به شرکتی که واقعا آرزویم بود، مراجعه کنم، در مورد رئیس آنجا تحقیق کردم. ایشان دکتری خود را از یک دانشگاه معتبر در ژاپن گرفته بودند. ماشینشان تویوتا و لپ تاپشان سونی بود. در همان جلسه در مورد قطعه ای که باید خریداری شود نظر من را خواستند. خود من به شخصه علاقه زیادی به ژاپن ندارم و انتقادات مختلفی هم به این کشور و مردمانش دارم! خواستم در مورد قطعه‌ی پیشرفته ای که توسط سه شرکت مختلف آلمانی، آمریکایی و ژاپنی تهیه میشد، قطعه ژاپنی را –بدون هیچ دلیل خاصی و صرفا احساس خودم- رد کنم! اما ناخودآگاه یاد مدرک دکتری، ماشین و لپتاپ رئیسم افتادم! هرسه شرکت را تایید کردم، اظهار داشتم هر شرکتی که مبادله با آنها راحت تر است، گزینه ی بهتری می تواند باشد. در نهایت چون شرکت ژاپنی نماینده رسمی اش در تهران بود، انتخاب شد! حال تصور کنید در همان اولین اظهار نظر، من نظری میدادم که کاملا مغایر با نظر جمع بود. خصوصا که بعدا تمامی اساتید چند دقیقه ای از میزان دقت و کارایی اجناس ساخت ژاپن تعریف کردند و هریک از ساعت مچی تا ابزار دقیق و… شاهدی بر این مدعی آوردند!
نمیگویم دچار تملق و یا دروغگویی شوید، ولی نیاز نیست در همان دقایق اولیه که تاثیر بسیاری بر ذهنیت افراد نسبت به شما دارد، سخنانی بگوید که عملا اهمیتی ندارند اما امکان دارد اثر هاله ای قوی در ذهن شخص مقابل بگذارد. موردی وجود داشت که شخص آنقدر بر پرسپولیسی بودنش تاکید کرده بود که عملا از لیست نامزدهای احتمالی خط خورد!

اگر بتوانید از طریق دوستان یا آشنایان افرادی را که در شرکت مدنظر کار میکنند، پیدا کنید، بسیار موثر خواهد بود. همچنین در این مورد لینکدین بسیار به کار شما می آید. برای نمونه یکی از دوستانم آگهی مربوط به یک شرکت را در اینترنت دیده بود. در لینکدین این شرکت را سرچ کرده، و در لیست مربوط به افراد مرتبط فردی را دید که یک دوست مشترک دارند. این دوست مشترک یکی از اساتید دوره کارشناسی دوستم بود. ایشان توانسته بود از طریق استاد خویش، ارتباط مساعدی را با فردی که به عنوان یکی از مدیران ارشد آن شرکت بود، برقرار کند.

فراموش نکنید، یافتن افرادی که سابقه کار در آن شرکت را دارند و یا می توانند اطلاعات مفیدی را به شما بدهند، باعث خواهد شد شما برای پاسخ به سوالات مصاحبه شغلی -در آینده بطور مفصل در مورد این سوالات صحبت خواهیم نمود- بسیار آماده‌تر و پخته تر عمل نمایید. این مرحله یکی از مهمترین مراحلی است که برای هر مصاحبه شغلی مورد نیاز شما خواهد بود.

تذکر! حتماً چنین جست و جویی را در مورد خودتان هم انجام دهید. چرا که در مراحل بعدی مصاحبه شغلی، ممکن است کارفرما نیز، چنین تحقیقی را در مورد شما انجام دهد. باید متوجه باشید که چه اطلاعاتی از شما در فضای وب قابل مشاهده است!

ممنون خواهیم بود اگر سوالات و نظرات خود را در بخش دیدگاه ها (پایین صفحه) با ما در میان بگذارید.

با هم در ارتقا باشیم…

نویسنده: مجید شاه محمدی

 

سایر مقالات ارتقا در باب نحوه مصاحبه شغلی:

شغل خوب چگونه شغلی است؟

یافتن شغل مناسب | از کجا کار پیدا کنیم؟

 

سایر مقالات ارتقا:

کمال گرایی یا کمال طلبی چیست؟ آیا من فرد کمال طلبی هستم؟

قانون ABC در برنامه ریزی فردی

تحلیل سوات یا SWOT چیست؟ تحلیل SWOT به چه صورتی انجام میگردد؟

 

 

چرا کمال طلب ها علاقه ای به رهایی از کمال طلبی ندارند؟

مدت زمان تخمینی برای مطالعه این مقاله ی تخصصی از سری درمان کمال گرایی، ۸ دقیقه می باشد.

 

متاسفانه موردی که اکثر افراد کمال طلب در آن مشترک هستند، این است که نه تنها کمال طلبی (کمال گرایی) را عیب نمی دانند بلکه بیشتر مواقع آن را یک ویژگی مفید ذاتی و یک حسنِ خلق، تلقی می کنند! در این مقاله قصد داریم ببینیم چه عواملی است که این باور را در افراد کمال طلب بوجود می آورد که دوست ندارند به درمان کمال گرایی روی آورند؟ یا به عبارت بهتر چرا کمال طلب ها علاقه ای به رهایی از کمال طلبی ندارند؟ باهم در ارتقا باشیم…

موفقیت های قبلی، عاملی در عدم رهاییِ کمالطلبی

افراد کمال طلب همواره موفقیت هایی را مدیون کمالطلبی خود هستند که این موفقیت ها نتایج بسیار خشنود کننده و غره آوری را برایشان به بار داشته است. به عنوان مثال، یک درآمد خوب بخاطر ریزبینی و کمال دقتشان در کار، قبولی در کنکور، بدلیل وسواس بالایی که در درس خواندن نشان داده اند، خانه ی زیبایی که در آن زندگی می کنند و در هنگام ساخت آن زحمات فراوانی برایش کشیده اند و …! این شاید مهمترین عاملی است که یک فرد کمالطلب را از کنار گذاشتن این عادت بر حذر میدارد که مبادا موفقیت های آینده را نیز بخاطر درمان کمال گرایی اش از دست بدهد. این در حالی است که کمالطلبی به سان سیب زیبایی است که داخلی گندیده دارد. هرچند ظاهری زیبا دارد و حتی شاید قسمت های کوچکی از آن بسیار پربار باشند، اما قبول کنید که هیچگاه یک سیب زیبا را که داخلی گندیده دارد، تنها به خاطر یک گاز خوشمزه تا آخر نمی خورید.

رجوع شود به مقاله: عواقب کمال طلبی!

اغلب کمال طلب ها احساس میکنند یک سر و گردن از بقیه بالاترند

مورد دیگری که بسیاری از افراد کمال طلب به آن می بالند، حسی است که به آن ها می گوید: یک درجه از دیگران بالاتر هستی! این افراد بدلیل عارضه کمال طلبی، اغلب بیش از دیگران تلاش می کنند، بیش از دیگران دقت و وسواس به خرج می دهند، بیش از دیگران در مسائل عمیق می شوند و این باعث می گردد تا احساسی در آن ها به وجود بیاید که دیگران را به کم کاری و اهمال کاری، سرسری گرفتن موضوعات و حتی گاه سو استفاده متهم بکنند! از مدیری که تمام نامه های شرکت را از لحاظ نگارشی، چندین بار بررسی می کند، گرفته تا دانش آموزی که چندین کتاب غیر درسی را برای ۳ واحد درسی دانشگاهی زیر و رو می کند، حال آنکه شاید اصلا فرصت نکند جزوه استاد را یک بار هم مطالعه کند! حتی مادری که برای پاک کردن سبزی، از کوچکترین برگ های سبزیجات به سادگی رد نمی شود و پیش خود احساس غرور می کند که در حال حفاظت از اموال خانواده است. این رفتار ها، همه و همه یک حس برتر بودن را نسبت به دیگر مدیران و دانش آموزان و مادران به فرد القا می کند.

 عدم نارضایتی از وضع موجود

این مورد، شاید بسیار مرتبط با مطلب قبلی باشد. زیرا فرد کمال طلب بدلیل حس برتری که نسبت به دیگران دارد، از وضع موجود راضی است و تنها زیبایی سیب را می بیند! حال آنکه اغلب یا بی خبرند و یا نمی خواهند به خود بقبولانند که داخل این سیب گندیده است! این موضوع را با یک مثال به پایان می برم. بچه که بودم یکی از بزرگان فامیل همیشه هنگام نصیحت من مثالی را بدین مضمون میزد: «هنگامی که دبیرستان بودم، موقع امتحانات وقتی با دوستانم تماس می گرفتم، متوجه می شدم با اینکه قبل از آن ها شروع به مطالعه کرده ام اما اکثرا عقب تر از آن ها بودم! حال آنکه بعد از نتایج مشخص می شد که چه کسی بهتر کتاب را مطالعه کرده!» این بزرگوار همیشه به این موضوع رضایت داشت که حتی از پاورقی های کتاب نیز برای خودش سوال مطرح می کرد! اما هیچ گاه به این فکر نکرد که در بهترین ایام نوجوانی، زمان های تفریح و بازی و سرگرمی خود را هم به دست و پنجه نرم کردن با مواردی گذرانده که در مجموع نقش چندانی در زندگیش ایفا نکرده اند!

کمالطلبی به عنوان یک ارزش

قبول کنید آن عاملی که باعث شود فردی دقیق تر، نکته سنج تر، حساس تر و بطور کلی باریک بین تر گردد، برای وی تبدیل به ارزش خواهد شد. پس افرادی که چنین عاملی را دارند افراد با ارزش و افراد فاقد این خصلت در نزد وی بی ارزش تلقی می گردند. حال فارغ از اینکه چنین نکته سنجی و حساسیت و دقتی، چقدر زمان و انرژی از فرد می گیرد؟ سوال مهم تر اینکه، چنین زمان و انرژی صرف شده ای چه مقدار بازدهی خواهد داشت؟ چه مقدار درآمد به بار می آورد؟ چه مقدار آرامش و آسایش و رفاه در زندگی به دنبال دارد که اگر صرف امور دیگری می شد نتایج کمتری به بار می آورد؟

من خوبم تو نه

کمالطلبی  باوری را در فرد به وجود می آورد که فکر می کند همیشه حق با وی است. فکر می کند درست ترین تفکر را در بین اطرافیانش داراست. البته این باور بسته به میزان کمالطلبی فرد، شدت و ضعف دارد ولی تا حدودی در همه افراد کمالطلب چنین باوری شکل گرفته است. این باور باعث می شود افراد دیگر را که کمال طلبی کافی را در انجام امور به کار نمی گیرند، افرادی با رفتار غلط، گاه نا پسند و گاه غیر مسئول بنامند! معلمی که برای آماده سازی یک موضوع برای تدریس، ساعت ها وقت صرف می کند و البته هنگام آموزش آن نیز بیش از زمان مقرر را برای آن می گذارد، معلم های دیگر را که میزان کمتری وقت، صرف تهیه مطالب نموده اند و البته در کلاس روی هر موضوعی بیش از زمان تدوین شده صرف نکرده اند و تنها زمانی مطلبی را بیش از حد توضیح داده اند که دانشجو یا دانش آموزی در آن ایراد داشته، به باد انتقاد می گیرند! به یاد دارم استادی را که زمان کارشناسی یکی از بهترین اساتید دانشکده بودند. نه تنها استاد من که استادِ اساتید دیگر دانشکده و حتی استاد پدر من نیز زمان دانشجویی بوده اند. هم رشته های من در شهر، مطمئناً اسم ایشان را به عنوان یکی از ستودنی ترین اساتید، در پس ذهن دارند. ایشان علیرغم دانش بالا و فن بیانی فصیح و البته هنر ارائه ی ستودنی، هیچ گاه بیش از نیمی از سرفصل های مقرر وزارت علوم را نمی توانستند تا پایان ترم تدریس نماید! همیشه نیز این انتقاد را از وزارت علوم داشتند که فلان درس در قدیم یک درس ۱۲ واحدی بوده و الان تبدیل به درسی ۳ واحدی شده و حداقل ساعات مورد نیاز برای تدریس را هم ندارد!

این استاد گرانقدر که همیشه جزو اسطوره های زندگی من بوده اند و هرچه از فضایل و کمالات ایشان بگویم باز حق مطلب را آنچنان که باید ادا نکرده ام، در طی سالهایی که از زمان دانشجویی پدرم تا زمان دانشجویی اینجانب داشتند همیشه بهترین مطالب اما به میزان ناکافی از آنچه مصوبه بود را در کلاس ارائه می دادند و دلیلشان هم این بود که چنین درسی باید ۳ الی ۴ برابر این میزان را داشته باشد و عدم کفایت مسئولان است که دروس مهم را کم ارزش تر جلوه داده اند! همه هم با چنین باوری سال ها حق را به ایشان داده بودند و من نیز هم! زمان کارشناسی ارشد بود که به طور اتفاقی سیلابس های درسی دانشگاه های مطرح دنیا را مطالعه می کردم و به نکته عجیبی برخوردم! اینکه تمامی این دانشگاه ها برای این درس همان ۳ واحد و همان میزان ساعاتی را در نظر گرفته بودند که در ایران هم به آن تخصیص داده شده بود! حال به نظر شما ایراد کار کجا بود؟

ترس از قضاوت و آبروریزی

یکی دیگر از معضلاتی که کمالطلب ها با آن مواجه هستند، ترس از قضاوت دیگران است. افراد کمال طلب همواره در ذهن خود درگیر این موضوع هستند که دیگران چه فکری در مورد آن ها می کنند. البته شاید این موضوع را کتمان کنند و اظهار دارند که فکر دیگران هیچ اهمیتی برایشان ندارد اما واقعیت این است که افراد کمال طلب به دنبال این هستند که همواره و همه جا فرد ارزشمندی به حساب بیایند! همین تفکر باعث می شود که دقت بیش از حدی به رفتار و اخلاق خود دهند و البته همواره بعد از هر دیداری و هر رفتاری که از نظر خودشان کامل نبوده و نقصی داشته نشخوار ذهنی دارند! همواره قبل از هر دیداری به چگونگی رفتار و حرکات و طرز پوشش خود فکر می کنند و نهایت زحمت را به خود می دهند تا همه چیز دقیق و با برنامه پیش رود و مطابق با ارزش های محافظه کارانه ای باشد که در نظر دارند و وای به روزی که کمی از خطوط قرمز بسیار سختگیرانه ی خود عبور کنند! تا مدت ها و حتی شاید تا اخر عمر که به یاد آن میفتند نشخوار ذهنی شروع می شود و خود را سرزنش می کنند! به عنوان مثال در نظر بگیرید که فرد کمالطلبی در یک میهمانی ناخواسته بخش کوچکی از لباسش کثیف می شود! این فرد نه تنها لذت ادامه مهمانی را از خود می گیرد و از آن پس معذبانه رفتار خواهد کرد، حتی در مواردی ممکن است بسته به میزان کمالطلبی اش مهمانی را ترک کند! پس ترس از قضاوت دیگران عامل بسیار مهمی است که افراد کمال طلب را به ادامه کمال طلبی خود تشویق می کند!

باقی ماندن در دایره امن

هر فردی دایره امنی برای خود دارد و خروج از آن امنیتش را تهدید می کند. افراد کمال طلب اگر بخواهند تغییری در خود ایجاد کنند بلاشک باید از دایره امن خود خارج شوند و این یکی از آزاردهنده ترین موارد برای هر انسانی است.

آسودگی

کمالطلبی در بسیاری از موارد موجب می شود تا فرد از انجام کاری سر باز زند و به اصطلاح از انجام آن تا مدتی آسوده گردد. بسیاری از افراد کمالطلب شروع کارهای سخت را به بهانه های مختلف به تاخیر می اندازند. به عنوان مثال اصلا بعید نیست اگر یک فرد کمالطلب دو سال از تصمیممش برای شروع آموزش یک زبان گذشته باشد اما منتظر زمانی است که همه چیز تمام و کمال مهیا شود (زمان خوب، آموزشگاه خوب، استاد خوب، انتخاب کتاب خوب، آرامش کامل ذهنی، وقت آزاد روزانه ۴ ساعت و ….)! یا همین فرد احتمالاً چند سال است منتظر یک فرصت مناسب می گردد تا یک بیزینس را شروع کند (درآمد زا، بدون زحمت، مطابق با آخرین تغییرات تجارت جهانی، با پرستیژ بالا و ….)! جالب است حتی اگر بگویم افراد کمالب چه بسیار کلاس هایی را که بدلیل تاخیر ۴ الی ۵ دقیقه ای بطور کامل از دست داده اند و سر آن حاضر نشده اند! یا بدلیل تمام نکردن کامل سرفصل های یک درس، سر امتحان آن حاضر نشده اند! این مثال ها و مثال های مشابه این، ناشی از کمالطلبی است و البته چون فرد را از انجام کاری سخت آسوده می کند، دلیلی برای ترک این رفتار از کمالطلبی خود نمی یابد! حال نکته ای که اینجا پنهان می ماند، اضطراب ناشی از عدم انجام چنین کارهایی است که شاید از یک سو آسودگی ذهنی و جسمی به بار داشته باشد اما آسیبی که بدلیل اضطراب و از آن مهمتر آسیبی که به عزت نفس فرد وارد می کند و فرصت هایی که فرد در نتیجه عدم انجام کارها بدلیلی کمال طلبی از دست می دهد، اصلا قابل قیاس با میزان این آسودگی نیستند!

انسان های موفق

اینجا یک تناقض وجود دارد! گفتیم افراد کمال طلب، انتظارات بالایی از خودشان دارند. اما بحث این جاست که یکی از دلایلی که افراد کمال طلب را به انجام کارهای  کمال طلبانه تشویق می کند این است که آن ها خود را فرد موفق تری از دیگران حس می کنند. این یک حس درونی است و حتی شاید اگر از آن ها بپرسید که بنظرت آدم موفقی هستی یا نه، جوابشان منفی باشد. اما واقعیت این است که اخلاق های کمال طلبانه، ریزبینی، وسواس در انجام امور و … به آن ها حسی را القا می کند که خود را موفق تر از دیگران بیابند و البته نتیجه این حس مشخص است!

تشویق دیگران

یکی دیگر از دلایلی که افراد، کمال طلبی را کنار نمی گذارند، تعریف و تشویق دیگران از آن هاست. ماشالا چقدر کار میکنی؟ چقدر آدم دقیقی هستی! من همیشه گفتم بین این گروه تو از همه منظم تری! اگر فرد کمال طلبی باشید این جملات برایتان آشنا هستند. جملاتی خوشایند که افراد کمال طلب را بر کمال طلبیشان مصر می نماید! اما واقعیت این است که این کارها فقط برای دیگران ثمره دارند و خود فرد و خانواده اش بخاطر چنین رفتار های کمال طلبانه ای در عذاب هستند!

تمام حرفی که در این مقاله ی نسبتا طویل قصد داشتم به آن برسم این بود که همیشه بحث سر درمان کمال گرایی نیست! بحث این جاست که افراد کمال گرا مقاوت خاصی برای تغییر وضعیت خود دارند که دلایل آن را به تفصیل باهم بررسی کردیم. اگر شما هم از کمال طلبی رنج می بردی، موارد بالا را به خاطر داشته باشید و هرموقع رفتار کمال طلبانه ای را که قصد کردید، به دلیلش فکر کنید؟ اوایل، این کار کمی دشوار خواهد بود اما بعد از مدتی تبدیل به یک کار روتین می شود. همین کار مهمترین اقدام در شروع غلبه بر کمال گرایی است. در آخر شما را دعوت به خواندن یک خاطره عجیب اما واقعی از خودم می نمایم!

ممنون خواهیم بود اگر سوالات و نظرات خود را در بخش دیدگاه ها (پایین صفحه) با ما در میان بگذارید.

 

نویسنده: پویا معتمدی

 

سایر مقالات ارتقا در باب درمان کمال گرایی:

 

کمال گرایی چیست؟

غلبه بر کمال گرایی

نشانه های کمال گرایی

 

سایر مقالات ارتقا:

 

قانون ABC در برنامه ریزی فردی

تحلیل سوات یا SWOT چیست؟ تحلیل SWOT به چه صورتی انجام میگردد؟

تفویض اختیار چیست؟

 

یافتن شغل مناسب | از کجا کار پیدا کنیم؟

مدت زمان تخمینی برای مطالعه این مقاله ی تخصصی از سری مصاحبه شغلی، ۲ دقیقه می باشد.

 

یافتن شغل مناسب | قبل از اینکه بخواهیم وارد بحث مصاحبه شغلی شویم، بهتر است در مورد این موضوع تاکید داشته باشیم که شما باید برای پیدا کردن یک شغل مناسب از آمادگی ذهنی خوبی برخوردار باشید. به عبارت بهتر، شما باید ابتدا در ذهن خود بتوانید این شغل را بدست آورید تا در گام بعدی در واقعیت هم به این مهم نائل شوید. فراموش نکنید همه چیز در ذهن آدمی شکل میگیرد. در دوره ارتباط موثر ارتقا در باره قدرت کلمات و اهمیت واگویه ها صحبت خواهیم کرد. باید خودتان، به این باور برسید که توانایی کار در یک شرکت خیلی خوب را دارید. از تصویرسازی استفاده کنید و خود را مکرراً در کار مورد علاقه خود تصور کنید. اگر حس میکنیدکه باید در زمینه‌ای مهارتی کسب کنید، حتما بدنبال آن باشید.

 

یافتن شغل مناسب | از کجا کار پیدا کنیم؟ | یافتن شغل

 

همچنین هرگز منتظر نایستید که کسی بدنبال شما بیاید! از طریق اینترنت، با شرکت ها و اشخاصی که میتواند شما را به شغل رویایی تان برساند، ارتباط برقرار کنید. درخواست همکاری برای آنها بفرستید. سایت هایی منانند ایران تلنت، لینکدین و … می تواند شما را به صاحبان کسب و کار معرفی کند. تا حد امکان، آمادگی کار کردن به شکل کارآموز را داشته باشید. هرگز فراموش نکنید، آنهایی که عمیقاً به هدف خود ایمان دارند و برای رسیدن به آن هوشمندانه تلاش میکنند، در نهایت به آن خواهند رسید. وقتی که شما خود را باور داشته باشید و قدم در این مسیر بگذارید، خودِ مسیر راهنمای شما خواهد بود!

وقتی که تلاش خود را کرده اید و مهارتهای مورد نیاز را برای یک شغل در حد قابل قبولی فراگرفته‌اید، دیگر دلیلی برای نگرانی ندارید. حتماً به خاطر داشته باشید که فریب آگهی‌هایی با مضمون ده سال سابقه کار و… را نخورید. هرگاه حس کردید مهارتهای لازم و حداقلی برای تصدی یک موقعیت را دارید بدون توجه به تعداد سال های سابقه که در آگهی درج شده است، به آن موقعیت رزومه ارسال کنید.

 

یافتن شغل مناسب | از کجا کار پیدا کنیم؟ | یافتن شغل

 

این شما هستید که باید کار را بگیرید؛ قرار نیست که کاری را به شما بدهند!

دوستی خاطره‌ای جالب برایم تعریف میکرد. ایشان تعریف میکرد که در اواسط یک  مصاحبه شغلی، به یکباره با رئیس تماس گرفتند که اتفاقی در کارگاه افتاده است. آقای رئیس به دوستم گفتند که در صورت تمایل میتواند همراه ایشان به کارگاه که در چند کیلومتری تهران واقع بود، برود تا با جو کارگاه هم آشنا شود.

دوست من میگوید پس از مراجعه به کارگاه، در هنگام برگشت، به رئیس گفتم که من نمیام! اگر قراره کار را شروع کنم، از همین لحظه اجازه بدید کار را شروع کنم! بعدها رئیس خطاب به دوستم گفته بودند «همین جدیتت باعث شده بود که کار را به تو بدهم!»

ممنون خواهیم بود اگر سوالات و نظرات خود را در بخش دیدگاه ها (پایین صفحه) با ما در میان بگذارید.

با هم در ارتقا باشیم…

نویسنده: مجید شاه محمدی

 

سایر مقالات ارتقا در باب نحوه مصاحبه شغلی:

 

شغل خوب چگونه شغلی است؟

 

 

سایر مقالات ارتقا:

 

کمال گرایی یا کمال طلبی چیست؟ آیا من فرد کمال طلبی هستم؟

تحلیل سوات یا SWOT چیست؟ تحلیل SWOT به چه صورتی انجام میگردد؟

غلبه بر کمال گرایی

 

نشانه های کمال گرایی

مدت زمان تخمینی برای مطالعه این مقاله ی تخصصی از سری درمان بر کمال گرایی، ۷ دقیقه می باشد.

 

نشانه های کمال گرایی | هرچند در مقاله «آیا من فرد کمال طلبی هستم؟» راجع به ویژگی های افراد کمال گرا صحبت کردیم و نوشتن این مقاله، خود نوعی از کمالطلبی محسوب می شود، اما با توجه به بازخوردهایی که از افراد مختلف دریافت شد، نیاز به نگارش یک مقاله که به طور اختصاصی به نشانه های کمال گرایی (نشانه های کمال طلبی منفی) بپردازد، احساس گردید. لذا، اگر شما از وجود عارضه ی کمال طلبی، مطمئن هستید، نیازی ندارد این مقاله را دنبال کنید. اما اگر به هر دلیلی هنوز مطمئن نشده اید که فرد کمالطلبی هستید، شما را به خواندن ادامه مقاله «نشانه های کمالطلبی» دعوت می کنم. باهم در ارتقا باشیم…

نکته: به یاد داشته باشید که قبل از خواندن این مقاله، حتماً مقاله ی غلبه بر کمال گرایی | آغاز راه را مطالعه کرده باشید!

عدم رضایت، اولین نشانه کمال گرایی!

همه افراد کمالطلب، همواره یک حس نارضایتی را با خود به یدک می کشند! بسته به میزان کمال گرایی شان، این عدم رضایت نیز میتواند کم یا شدید باشد. شاید تعجب کنید در مواردی که افراد، کمالطلبی بسیار بالایی دارند، حتی به خودکشی نیز فکر می کنند!

نارضایتی افراد کمالطلب به این دلیل است که استاندارد های بالایی را برای خود در نظر گرفته اند بطوری که هیچ گاه، نه خود و نه دیگران، نمی توانند به این استانداردهای سختگیرانه برسند! و البته جالب این جاست، زمانی هم که به چنین استانداردهایی برسند، احساس می کنند که استانداردهایشان چندان هم بالا نبوده است و همچنان رضایت چندانی از عملکرد خود ندارند!

ترس از نتیجه، دومین نشانه کمال گرایی!

افراد کمال طلب، هرگاه قصد شروع انجام کاری را دارند، همواره به بهترین نتیجه فکر می کنند! حتی ذره ای به اینکه، نتیجه، تفاوتی با بهترینِ ممکن داشته باشد، توجه ندارند! تعریف بهترین هم در نظر آنها بسیار بالاتر از چیزی قرار دارد که استاندارد افراد معمولی است! همین امر باعث می شود، یا کاری را شروع نکنند، یا اگر شروع کردند هیچ گاه از انجام آن کار لذت نبرند! زیرا همیشه این نگرانی را دارند که آیا کاری که مشغول انجام آن هستم، به بهترینِ ممکن، منجر می شود یا نه؟ البته نا گفته نماند در بسیاری از موارد، زمانی که نیاز هست تا یک فرد کمال طلب، کاری را شروع کند، بسیار بیشتر از زمان مورد نیاز می باشد! زیرا آن ها زمان بسیاری را صرف آماده کردن ابزاری می کنند که اصلا برای انجام کار در حدِ خوب، ضرورتی ندارد اما چه کنند که کمتر از عالی، اصلا در ذهن یک کمال طلب نمی گنجد!

توجه بیش از حد به نظرات دیگران!

از دیگر نشانه های کمال طلبی منفی، توجه بیش از حد به نظر دیگران است. این توجه به دو صورت بروز پیدا می کند. اول اینکه افراد کمال طلب برای اینکه بتوانند بهترین را داشته باشند، قبل از شروع کار، یک تحقیق جامع انجام می دهند و از هر فرد وارد و ناواردی یک نظرسنجی به عمل می آورند! حال گذشته از اینکه این نظرسنجی، آن ها را سردرگم می کند، طبق چیزی که گفته شد، اگر آنها را از انجام کار منصرف نکند، زمان مورد نیاز تا شروع کار را به شدت افزایش می دهد!

در مورد دوم، افراد کمال طلب از آنجایی که نمی توانند به استانداردهایی  که برای خود تعریف کرده اند، دست یابند و اکثراً احساس رضایت از خود ندارند، مدام در پی این هستند تا تایید دیگران را دریافت کنند. تایید دیگران، مرحمی است که روی زخم نارضایتی از خودشان می گذراند! همین نشانه کمال طبی منفی، موجب می شود تا فرد در یک چرخه قرار بگیرد که بدلیل کمال طلبی خود دنبال دریافت تایید دیگران باشد و برای دریافت تایید دیگران، کارها را بطور کمال طلبانه انجام دهد تا او را تایید کنند!

توجه به جزئیات، از اصلی ترین نشانه های کمال طلبی منفی!

از دیگر نشانه های کمال گرایی، توجه بیش از حد به جزئیات است! جزئیاتی که تاثیر چندانی در نتیجه نهایی ندارند اما آنقدر برای افراد کمال طلب از درجه اهمیتی بالایی برخوردار هستند که تاخیر بسیاری را در انجام امور وارد می کنند! به عنوان مثال فرد کمال طلب اصرار فراوانی دارد تا کتاب هایش در یک تراز در کتابخانه قرار بگیرد! اصرار دارند خط اتوی لباسهایشان بُرنده تر از چاقو باشد! چیدمان لیوان ها در کابینت آشپزخانه نباید حتی یک میلی متر پس و پیش داشته باشد! البته کار به اینجا ختم نمی شود! افراد کمال طلب اغلب بدلیل همین جزئیات، کاری را شروع نمی کنند یا اگر شروع کردند، کامل به پایان نمی رسانند! بعید نیست اگر فرد کمال طلب، بخاطر سِت نبودن کیف و کفش با لباس های مدنظرش، به کلی از رفتن به یک میهمانی صرف نظر کند!

اگر فرد کمال گرایی هستید، احتمالا در خواندن این متن، بیشتر از محتوا به تعداد غلط های املایی و نگارشی توجه داشته اید! توجهتان به این است که چون در ابتدا نوشته شده که این مقاله در ۷ دقیقه تمام می شود، آیا سر ۷ دقیقه تمام شد یا نه؟ از این رو افراد کمال طلب خطایاب های بسیار ماهری هم هستند! در اکثر موارد بیشتر به خطاها توجه دارند تا به موارد بی نقص! این افراد چنان استانداردهای بالایی در ذهن خود برای هر امری تعریف می کنند که رسیدن به آن استاندارد ها بسیار دشوار است و از سوی دیگر، با کوچکترین تفاوتی که از این استانداردها رخ دهد، کل امر را شکست خورده یا غیر قابل قبول تلقی می کنند!

تفکر همه یا هیچ از بارزترین نشانه های کمال گرایی!

علم بهتر است یا ثروت؟ همه ی ما این موضوع انشا را از دوران مدرسه به یاد داریم! تفکر کمال طلب می گوید: یا علم یا ثروت! این است موضوع انشای یک جامعه ی کمال طلب! یا همه علم باشد و دیگر هیچ! و یا فقط ثروت باشد و دیگر هیچ! یا اگر بخواهم مثال دیگری از جامعه بزنم، فرد کمال طلب فقط به دنبال این است که از فردی خطایی سربزند و او را پست ترین آدم تلقی کند! این موضوع متاسفانه معضلی است که در جامعه ی ما همه گیر شده است! از درس تاریخ مدرسه به یاد ندارم حاکمی که بر ایران حکومت کرده و فرد معمولی و متوسطی بوده باشد! همه ی حاکمان یا خوب مطلق بوده اند و یا بد مطلق! مادرزن در جامعه ی ایرانی یا بسیار خوب است یا بدترین مادرزن دنیاست. عروس در جامعه ی ایرانی یا ماه است یا پَست ترین! کنکور یا باید دانشگاه صنعتی شریف قبول شویم یا پشت کنکور خواهیم ماند! امتحان یا باید بیست بگیریم یا کلاً سر امتحان نخواهیم رفت! یا باید همه ی افراد فامیل را در مهمانی دعوت کنیم یا اگر نتوانیم، کلا بی خیال مهمانی می شویم! باید در بازه ۲۰ تا ۳۰ سالگی ثروتمند شویم، اگر نشدیم، بهترین دوران زندگیمان را باخته ایم!

حال غافل از اینکه هیچ چیز در دنیا مطلق نیست! مگر می شود انسانی تمام خوبی های دنیا را داشته باشد؟ اگر از فردی خطایی سر زد، باید خوبی های او را از یاد برد؟ نباید او را بخشید؟ به خاطر یک آجر کج، کل دیوار را باید خراب کرد؟ بخاطر دو الی سه تست اشتباه در کنکور که رتبه را تا ۱۰۰۰ عدد جابجا می کند، باید یکسال درس خواندن را از یاد برد و گفت که هیچ تلاشی نکرده ام؟ بخاطر خوردن یک شیرینی که هوس کرده ایم، باید کل یک ماهی که رژیم گرفته بودیم را فراموش کنیم؟

خودسرزنش گری کشنده ترین نشانه ی کمال طلبی منفی!

هرچند در این مورد در بخش پیامد های کمال طلبی به طور مفصل صحبت خواهیم کرد اما بد نیست بدانید که از دیگر نشانه های کمالطلبی منفی این است که افراد کمال طلب هیچ گاه حاضر نیستند خودشان را بخاطر خطاهایی که کرده اند ببخشند! البته همانگونه که گفته شد، توجهِ صرف به خطاها -که از عادت های فرد کمال طلب هست- نیز در این امر نقش بسزایی دارد. اما این موضوع شاید بیشتر به این خاطر است که افراد کمال طلب دوست ندارند دیگران، کوچکترین نظر منفی ای نسبت به آن ها داشته باشند و از این روست که هر خطایی انجام می دهند، خود را به شدت مورد سرزنش قرار میدهند و به این سادگی ها حاضر نیستند خود را ببخشند! اگر در یک مصاحبه شغلی حضور داشته باشند و با یک رزومه ی بسیار قوی در آن جلسه حاضر شوند، کافیست مصاحبه گر از مهارتی بپرسد که چندان به آن نپرداخته اند و البته ضرورتی هم نداشته تا به آن بپردازند! اینجاست که بعد از اتمام جلسه تا مدت ها در پی سرزنش خود هستند که چرا زمان هایی که برای صرف ناهار اختصاص داده بودند را به یادگیری آن مهارت نپرداخته اند!

حال غافل از اینکه افراد موفق تقریباً بیشترین خطاها را در زندگی خود انجام داده اند. البته خطاهایی که همیشه برایشان آموزگاری خوب بوده است. پس اگر شما هم جزو افراد خودسرزنش گر هستید، اولاً بدانید که زمان تنها ۲۴ ساعت است. شما اگر مهارتی را ندارید به این معنی نیست که کل عمر خود را در پی خوش گذرانی و اتلاف وقت بوده اید! مطمئنا خیلی از کارها را انجام داده اید و مهارت های مختلفی کسب نموده اید و اگر مهارت خاصی را ندارید، چاره ای نداشته اید! زمان ۲۴ ساعت است، نه بیشتر! دوماً از خطاهایی که مرتکب می شوید، شرمنده نباشید و بخاطرشان افسوس نخورید! سعی کنید از این خطاها درس بگیرید و در آینده از آن بیشترین استفاده را ببرید. فرصت هایی که پیش رو دارید بسیار بیشتر از فرصت های ازدست رفته اند!

در پایان باید تاکید کنم که این مقاله اشاره ای داشت به مهمترین نشانه های کمال گرایی (نشانه های کمال طلبی منفی) و مهمترین خصیصه های افراد کمال طلب. کمال گرایی می تواند نشانه های متعددی داشته باشد که مطمئنا اشاره به تمامی آن ها در این مقال نمی گنجید! پس اگر قسمتی از این نشانه های کمال گرایی در شما نیز نمود دارد، شما را به شرکت در دوره جامع و البته کاملاً رایگانِ درمان کمال گرایی دعوت می کنم.

ممنون خواهیم بود اگر سوالات و نظرات خود را در بخش دیدگاه ها (پایین صفحه) با ما در میان بگذارید.

با هم در ارتقا باشیم…

 

نویسنده: پویا معتمدی

 

سایر مقالات ارتقا در باب درمان کمال گرایی:

 

کمال گرایی یا کمال طلبی چیست؟ آیا من فرد کمال طلبی هستم؟

غلبه بر کمال گرایی

 

سایر مقالات ارتقا:

 

قانون ABC در برنامه ریزی فردی

تحلیل سوات یا SWOT چیست؟ تحلیل SWOT به چه صورتی انجام میگردد؟

تفویض اختیار چیست؟

 

شغل خوب چگونه شغلی است؟

مدت زمان تخمینی برای مطالعه این مقاله ی تخصصی از سری مصاحبه شغلی، ۲.۵ دقیقه می باشد.

 

یک شغل خوب چه ویژگی هایی دارد؟ هرگاه چنین پرسشی را در کنفرانسها و کارگاه های مصاحبه شغلی ارتقا مطرح میکنم، عموما پاسخ، “درآمد بالا” است. اما جالب اینجاست که طبق پژوهش های متعدد و معتبر، “درآمد” در رتبه سوم فاکتورهای لازم برای رضایتمندی شغلی مطرح است! در برنامه دورهمی آقای مهران مدیری که مهمان برنامه، آقای فردوسی‌پور بودند، دیالوگ جالبی مطرح شد. این دو فرد که جزو افراد شاخص حرفه ی خود -فارغ از انتقاداتی که میتوان به هر شخصی داشت- هستند، میزان تعطیلات بیش از سه روز را اعصاب خورد کن می دانستند! نکته بسیار پررنگ این مصاحبه برای شخص من این بود که هردو فرد دیوانه‌وار عاشق کار خود بودند! به عبارتی، بزرگترین تفریح آنها همان کارشان است. اگر نگاهی به زندگینامه ی افراد موفق در هر زمینه‌ای بیاندازیم این نکته برای شما محرز میگردد که وجه مشترک تمام افراد موفق این است که اساساً بدنبال عشق و علاقه خود رفته اند و درآمد در ادامه ی پشتکار آنها که نتیجه ی علاقه‌مندی به کارشان بوده بدست آمده است.

 

یک شغل خوب چه ویژگی هایی دارد؟ | معیارهای یک شغل خوب

شاید این پرسش برای شما پیش بیاید که واقعا من به چه شغلی میتوانم علاقه‌مند باشم؟ معیار های یک شغل خوب چیست؟ از کجا بدانم عاشق چ شغلی هستم؟ پاسخ من ساده‌است. اگر روز شنبه برای شما در حکم یک روز شکنجه‌آور به حساب می آید، روشن است که شغلتان را دوست ندارید! اینکه چه نوع شغلی برای شما میتواند مناسب باشد چیزی است که ارتباط مستقیمی با روحیات شما دارد. دوستی داشتم که فوق لیسانس خود را از یکی از معتبرترین دانشگاه های کشور دریافت کرد، از آزمون وکالت -که آزمون دشواری است- قبول شد اما بعد از چند روز که به عنوان وکیل در یکی از دادگاه‌ها مشغول به کار گردید، متوجه شد که اصلا برای این شغل ساخته نشده است! دوست من خوشبختانه بلافاصله از شغل پردرآمد خود دست کشید و توانست در یکی از کتابخانه‌ها مشغول به کار شود، او اکنون ساعت ها بیش از موظفی خود در فضای ساکت و آرام کتابخانه در حال مطالعه کتاب است. بزودی چندمین کتاب خود را هم آماده انتشار میکند. هرچند درآمد وی به اندازه ی وکالت نیست اما واقعا از شغل و زندگی اش راضیست.

 

شغل خوب چه شغلی است

 

امکان دارد فضای آرام و بی صدای یک کتابخانه برای یک فرد پرجنب و جوش حکم یک زندان انفرادی را داشته باشد! اگر هنوز به طور جدی وارد بازار کار نشده‌اید، به شدت توصیه میکنم، در مورد ویژگی های خود بیشتر مطالعه کنید. چه تیپ شخصیتی دارید؟ آیا ویژگیهای یک فرد درونگرا را دارید یا یک فرد برونگرا؟ میخواهید رهبر باشید یا یک متخصص؟ روحیه روبرو شدن با انواع چالشها را دارید یا میخواهید در یک چهارچوب از پیش تعیین شده حرکت کنید؟ توصیه میکنم حتما در این مورد بیشتر فکر کنید. کارشناسان خبره ما در این زمینه میتوانند شما را در مورد شناختن تیپ شخصیتیتان به صورت آن لاین و تلفنی راهنمایی کنند. این مشاوره برای مشترکین ارتقا با هزینه بسیار مناسبی ارائه میگردد. نکته بسیار مهم اینجاست که دقت کنید هیچ تیپی به تیپ دیگر برتری ندارد و هر تیپی برای ایفای نقشی خاص، ایده آل است و در زمینه ی خود میتواند یک نابغه باشد.

 

نویسنده: مجید شاه محمدی

 

 

سایر مقالات ارتقا:

 

کمال گرایی یا کمال طلبی چیست؟ آیا من فرد کمال طلبی هستم؟

قانون ABC در برنامه ریزی فردی

تحلیل سوات یا SWOT چیست؟ تحلیل SWOT به چه صورتی انجام میگردد؟

غلبه بر کمال گرایی | آغاز راه

مدت زمان تخمینی برای مطالعه این مقاله ی تخصصی، ۱.۵ دقیقه می باشد.

 

غلبه بر کمال گرایی | این مقاله را جزو چندتای آخر از مقالات بخش درمان کمال گرایی قرار داده بودم. اما در هنگام بازنگری مقالات دوره آموزشی غلبه بر کمال گرایی، به این نتیجه رسیدم که قطعاً مکان آن در اوایل این دوره باید باشد! چرا؟ چون اولین و بهترین روش غلبه بر کمال خواهی، شناخت است. اینکه بشناسید کدام یک از رفتار های شما کمال طلبانه است! کدام یک از نشانه های کمال گرایی را دارید؟ اما این کار به چه دردی می خورد؟ جواب این سوال بسیار مهم را در ادامه ی مقاله خواهید خواند. با ما در ارتقا باشید…

به عنوان فردی که مدت ها از عارضه ی کمال طلبی رنج برده ام و البته سال ها در کنار دوستان و والدین کمال طلب زندگی کرده ام، به این نکته واقفم که بسیاری از افراد نمی دانند که کمال طلب هستند! این موضوع را در مقاله “چرا کمال طلب ها علاقه ای به رهایی از کمال طلبی ندارند؟ ” به تفصیل توضیح خواهم داد. اینجا تنها به این نکته اشاره می کنم که بسیاری از افراد کمال طلب نمی دانند کارهایی که انجام می دهند جزو رفتارهای کمال طلبانه است! پس به شما این نوید را می دهم که اگر فقط بدانید که چه رفتارهایی، کمال طلبانه است و کم کم تلاش کنید تا این رفتار ها را انجام ندهید، بزرگتری گام را در غلبه بر  کمال گرایی برداشته اید. قول می دهم تنها همین روش کمک شایانی در ادامه زندگی به شما خواهد نمود.

 

شناخت عوامل موثر در غلبه بر کمال گرایی!

حال به این سوال بپردازیم که چرا این مقاله نیاز بود تا قبل از سایر مقالات بیاید؟ برای اینکه در مقالات بعدی، مثال ها و نشانه های مختلف کمال طلبی را خواهید خواند. سعی کنید این نشانه ها را با رفتارهای خودتان مقایسه کنید و به سایر رفتارهایتان بسط دهید. حال که دریافتید کدام یک از رفتارهایتان بوی کمالطلبی می دهد، سعی کنید در ادامه زندگی این رفتار ها در خودتان کاهش دهید! همین یک کار را اگر انجام دهید نصف راه را رفته اید. از این به بعد آگاهانه رفتار خواهید کرد. خواهید دانست که وقتی در یک آن، حالتان خراب می شود و نمی دانید چرا، علت آن احتمالاً از کمال طلبی شماست. علت اینجاست که انتظار دارید همه با شما خوب باشند اما صبح موقع خرید، سوپرمارکت محله، مثل روزهای قبل روی خندان به شما نشان نداده است و چون فرد کمال طلب انتظار دارد تا همه ی افراد با آن ها خوب باشند، ناخودآگاه عدم مواجهه با چهره ی خندان، یک حس بد را در شما ایجاد کرده است! اینجاست که اگر آگاه باشید، این حس بد ناشی از کمال طلبی شماست، با خود صحبت می کنید و می گویید که “قرار نیست تمام افراد با من خوب باشند” و همین گفت و گوی درونی، حال شما را بسیار بهتر می کند!

به عنوان مثال دیگر از غلبه بر کمال خواهی، وقتی ده روز است که تمیز کردن اتاقتان را به فردا محول می کنید تا شاید روزی برسد که کاملاً سرحال باشید و بتوانید یک روز کامل وقتتان را آزاد کنید تا اتاق تمیز شود، اگر بدانید که این یک نشانه ی اهمالکاریِ حاصل از کمال گرایی شماست، گفت و گوی درونیتان آغاز می شود و خود را مجاب میکنید تا دست از کمال طلبی بردارید. به خود می گویید نیاز نیست حتما یک روز کامل را برای تمیز کردن اتاق اختصاص دهم. می توانم حتی الان که ساعت ۱۰ شب است شروع کنم و تا ۱۱ کار کنم. اگر کامل تمیز نشد، فردا هم می توانم این کار را ادامه دهم. حتی شاید ۳ روز پی در پی زمانی را برای تمیز کردن اتاق اختصاص دهم.

پس اگر بتوانید به این مرحله برسید که تشخیص دهید کدام یک از کارهای شما بدلیل کمال طلبی است و البته این کارها را کمتر از گذشته انجام دهید و یا کم کم شدتش را کاهش دهید، بی شک، گام بزرگی را در غلبه بر کمال گرایی برداشته اید. این شناخت را به تدریج با خوانش مقالات سریالی بدست خواهید آورد. البته یادتان باشد که کمال طلبی، عارضه ای نیست که یک شبه و با خواندن این مقاله برطرف شود! کمال گرایی یا کمال طلبی رفتاری است که شما سال ها با آن زندگی کرده اید و قرار نیست یک شبه آن را کنار بگذارید. منتها باید بعد از اتمام این دوره –دوره رایگان غلبه بر کمال گرایی– این عارضه به شدت در شما کمرنگ تر شده باشد.

ممنون خواهیم بود اگر سوالات و نظرات خود را در بخش دیدگاه ها (پایین صفحه) با ما در میان بگذارید.

با هم در ارتقا باشیم…

 

نویسنده: پویا معتمدی

 

سایر مقالات ارتقا در باب درمان کمال گرایی:

 

کمال گرایی یا کمال طلبی چیست؟ آیا من فرد کمال طلبی هستم؟

 

سایر مقالات ارتقا:

 

قانون ABC در برنامه ریزی فردی

تحلیل سوات یا SWOT چیست؟ تحلیل SWOT به چه صورتی انجام میگردد؟

تفویض اختیار چیست؟

 

چطور سر صحبت را باز کنیم | شروع گفت و گو به شیوه‌ای ساده و موثر

مدت زمان تخمینی برای مطالعه این مقاله ی تخصصی، ۷ دقیقه می باشد.

 

چطور سر صحبت را باز کنیم؟ شروع گفت و گو برای اولین بار به منظور آشنایی و ایجاد یک رابطه، نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای دارد. به احتمال زیاد به مواردی برخورد کرده‌ایم که در جلسه یا مهمانی تمایل داریم با فردی ارتباط برقرار کنیم. در چنین شرایطی تنها جملات کلیشه‌ای مانند هوا چطوره؟ خوبی؟ سلام، چه خبر؟ به یادمان می‌آید. همه ما می‌دانیم این جملات تا چه حدی ضدحال هستند! گذشته از ضدحال بودن این جملات، پاسخ‌های آنها کلیشه‌ای هستند و اساساً کمک ناچیزی به شروع گفت و گو ما خواهند کرد. در این مقاله شیوه‌ای کارآمد و آزموده را معرفی خواهیم نمود که در سه گام به ما می گوید چگونه سر صحبت را با افراد غریبه باز کنیم.

چطور سرصحبت را باز کنیم | گام اول

چطور سرصحبت را باز کنیم؟ برای پاسخ به این سوال، ابتدا حالتی را در نظر بگیرید که شما در یک میهمانی، فردی را ملاقات می‌کنید که هیچ آشنایی با وی ندارید. سعی کنید از شخص سومی مانند میزبان یا دوست خود از شغل، علاقه مندیها و یا تفریحات وی سوال کنید. به چه تیمی علاقه دارد؟ شخصیت مورد علاقه‌اش کیست؟ آخرین جایی که به مسافرت رفته کجا بوده؟ و… در صورتی که توانستید اطلاعاتی را در آن مورد کسب کنید بسیار عالی خواهد بود.

چطور سرصحبت را باز کنیم | گام دوم

پیش از شروع گفت و گو با دانستن این نوع اطلاعات، شما سرنخ‌های خوبی را بدست آورده‌اید. گام دوم برای شروع گفت و گو، این نکته است که بدانید هرفردی دوست دارد تجارب خود را به شما منتقل کند. زیرا با این کار حس ارزشمند بودن و مفید بودن به وی دست می‌دهد. اما فراموش نکنید که باید این درخواست کمک و یا سوال شما به حدی برای آن شخص آسان و دم دست باشد که براحتی از عهده آن برآید. حالتی را تصور کنید که یک کودک ۵ ساله از شما درخواست کند که نام کتابی را که با خطوط درشت روی جلدش نوشته شده برای او بخوانید. شما قطعا این کار را انجام می‌دهید چرا که خواندن یک یا دوکلمه زحمتی برای شما ندارد. در عین حال حس خوشایند کمک به یک کودک را هم تجربه می‌کنید. اما اگر همان کودک از شما بخواهد کل کتاب را برایش بخوانید احتمال دارد به نوعی از انجام آن امتنان کرده یا اینکار را با اکراه انجام دهید.

حال فرض کنیم طرف مقابل بنگاه‌دار ماشین است. سوال مناسب میتواند چنین باشد: آقای…… الان یه پراید صفر رو چند میشه خرید؟ تو ذهنم هستش یدونه ۲۰۶ ثبت نام کنم، پیشنهاد می‌کنید چه رنگی بگیرم که بعدا اگه خواستم بفروشم راحتتر فروش بره؟ شما هم با من هم نظر هستید اگر از او در مورد تفاوت عمل‌کردن سیستم محرکه دنا توربو با سمند معمولی بپرسید، بدلیل به چالش کشیدن اطلاعات فنی او، به شکلی سعی خواهد کرد از شما فاصله بگیرد!

چطور سرصحبت را باز کنیم | گام سوم

در شروع گفت و گو و در گام سوم، واکنشهایی انجام دهید یا جملاتی بگویید که در درجه اول نشان دهنده مفیدبودن پاسخهایی است که دریافت کرده‌اید. در ادامه، گفت و گو را به نوعی پیش ببرید که نشان از درک شما نسبت به شرایط طرف مقابل دارد. اگر این همراهی و نزدیکی خصوصا در مورد سختی‌هایی باشد که شخص تحمل کرده، تاثیری بیشتر خواهد داشت. برای نمونه می‌توانید از سختی‌هایی که یک فرد در کار دارد صحبت کنید. این روش بسیار کارآمد است. به پاسخهای پایین که به دو صورت مختلف بیان شده است، دقت کنید:

+ خانه‌داری کار پرزحمتیه. تمیزنگه داشتن خونه چیزیه که از هرکسی برنمی‌آد. منکه یه مدت مجردی زندگی کردم واقعا می‌دونم چقدر کار پرزحمتی هستش. همه هم از شما انتظار دارند و کارتون اونجور که باید به چشم نمیاد. کار شما تمامی نداره!

– خوشبحالتون تا دم ظهر می‌خوابید. حالا نهار پختی، نپختی هم که شوهرت کاریت نداره. کاش منم خانه دار بودم…

+ معلم بودن شغلیه که واقعا باید عشقشو داشت. فک میکنم مادامی که مملکت ما ارزش والای معلمی رو ندونه به اونجایی که باید نمی‌رسه. درهرحال بهتون تبریک می‌گم که شغل خیلی تاثیرگزاری رو دارید.

– سه ماه تابستونو تعطیلید، یه ماه عید رو هم همچنین. وسط زمستونم که دوتا برف بیاد تعطیلی. روزهای کاری هم که پنجشنبه جمعه تعطیلی. حالا ادعا هم دارید حقوقتون کمه!

کافی‌است خودتان را جای خانم خانه‌دار یا معلمی که مخاطب هریک از این جملات است، بگذارید. خواهید دید که همین کلمات تا چه حدی می‌تواند تاثیر ذهنی مثبت یا منفی ایجاد می‌کند.

چگونه سر صحبت را با دختر مورد علاقه باز کنیم؟

برای پاسخ به این مورد که چگونه سر صحبت را با دختر مورد علاقه باز کنیم، در گام سوم باید کمی توجه و دقت بیشتری داشته باشیم. اگر مخاطب ما یک خانم خانه‌دار و یا یک خانم کارمند است، باید شرایط آنها را به خوبی درک کنیم. اشاره به کار همزمان بیرون و داخل منزل، یا سختی تربیت فرزندان، یا دشواری‌هایی که گاه در جامعه برای دختران وجود دارد می‌تواند موضوعات مناسبی برای ادامه گفت و گو با خانم‌ها باشد. دقت داشته باشید عموما خانمها دارای دید ریز و جزیی هستند. سعی کنید در مود جزیئات بیشتر با آنها صحبت نمایید.

چگونه سر صحبت را با پسر مورد علاقه باز کنیم؟

اگر مخاطب ما آقایان هستند، می‌توانیم روی مسائلی مانند اشتغال، سربازی و مسائلی از این دست بیشتر مانور بدهیم. نکته مهم در جواب این سوال که چگونه سر صحبت را با پسر مورد علاقه باز کنیم این است که توجه داشته باشیم ذهن آقایان برخلاف خانمها مالتی تسک نیست. به این معنا که تغییر مدام موضوع برای آقایان کاری گیج‌کننده و نامساعد است. امکان دارد وقتی چند مساله جدید را باهم مطرح می‌کنید، آنها به روی اولین مساله متمرکز شده و ادامه صحبتهای شما را نشنوند. این موضوعی طبیعی است و نباید حمل بر بی‌توجهی باشد بلکه باید با چندبار تکرار سعی کنیم مخاطب را به فضای گفت و گو برگردانیم! همچنین ذهن آقایان به یک دید کلی بسنده کرده و عموما دیدن جزییات برای آنها آسان نخواهد بود. پس اگر می‌خواهید برای شروع گفت و گو با یک مرد پیش‌قدم شوید، فراموش نکیند که بر روی مسائل کلان و به شکل تک بعدی بپردازید.

با بکار بستن این دو تکنیک ساده خواهید دید که شخص مقابل چقدر مشتاق به ادامه بحث با شما خواهد شد.

چگونه سر صحبت را با افراد غریبه باز کنیم | شروع گفت و گو بدون هیچ‌گونه آشنایی

شروع گفت و گو در شرایطی که ما هیچ‌آشنایی قبلی با شخص مقابل نداریم، شاید سخت‌ترین حالت ممکن باشد. گاهی امکان دارد شما نتوانید شخص سومی را پیدا کنید یا اساسا نمی‌خواهید شخص سومی از تمایل شما نسبت به برقراری ارتباط با فرد مورد نظر خبردار شود. در چنین حالتی، به شما توصیه می‌کنم برای شروع گفت و گو، بدنبال جملات کلیشه‌ای نباشید. در عوض می‌توانید از سوالات ساده اما متناسب با حال و هوای فرد استفاده کنید. مانند: پوزش می‌خوام خانم، شما به این محل آشنایی دارید؟ میخواستم بدونم که تاکسیهای این مسیر از کجا رد میشن؟/ سلام جناب، شما سال پیش هم به این کنفرانس اومده بودید؟/ حس می‌کنم چهره‌ تون برا من آشناست، شما را قبلا جایی ندیدم؟ / نظرتون در مورد نتیجه رقابت چیه؟ و…

دقت کنید سوالاتی را مطرح نمایید که جواب یک کلمه بله یا خیر نداشته باشد. با این سوالات است که می‌توانید اطلاعات اولیه‌ی لازم را در مورد خود فرد بگیرید و در ادامه با گامهای اول و دوم و سوم، شروع گفت وگو را به نحو مناسبی شکل دهید.

در پایان بهتر است برای پاسخ به اینکه چطور سر صحبت را باز کنیم بار دیگر سه گام ساده تشریح شده را به شکل خلاصه مرور کنیم:

گام اول- گرفتن اطلاعات اولیه

گام دوم- درخواست کمکی ساده از آن شخص متناسب با اطلاعات وی

گام سوم- پاسخی مناسب که نشان از مفید بودن اطلاعات آن فرد دارد و حاکی از درک ما از موقعیت و سختیهای آن شخص است.

به مکالمه زیر که چند وقت پیش بین من و یک شخص کاملا ناشناس(که البته اکنون از دوستان من است) توجه کنید:

+ سلام ببخشید احساس میکنم شما رو قبلا دیدم!

– سلام، من یادم نمیاد! شما شهر یزد تشریف آوردید؟

+ نه متاسفانه، ولی خیلی تعریفشو شنیدم. ببخشید شما شغلتون چیه؟

– من نوازنده تار هستم.

+ وای چه جالب، امکان داره تو یکی از کنسرتها دیده باشمتون. تهران هم کنسرت داشتید؟

– بله سال ۹۲ تهران تو فرهنگسرای ارسباران بودیم.

+ خیلی عالی. قطعا اجرای زنده خیلی مهارت میخواد. من خیلی دوست داشتم سازی رو بنوازم. به نظرتون از کجا شروع کنم؟ و…

 

 

نویسنده: مجید شاه محمدی

 

 

سایر مقالات ارتقا:

 

کمال گرایی یا کمال طلبی چیست؟ آیا من فرد کمال طلبی هستم؟

قانون ABC در برنامه ریزی فردی

تحلیل سوات یا SWOT چیست؟ تحلیل SWOT به چه صورتی انجام میگردد؟

ارتباط چشمی موثر | هرآنچه از روانشناسی ارتباط چشمی باید بدانیم

مدت زمان تخمینی برای مطالعه این مقاله ی تخصصی، ۱۰ دقیقه می باشد.

 

ارتباط چشمی، بر اساس منابع علمی، حدود ۵۰ درصد از زبان‌بدن را شامل می شود. ارتباط چشمی موثر می‌تواند به ما در ایجاد یک رابطه ی موفق کمک شایانی کند. درمقابل، اگر در برقراری ارتباط چشمی موثر، موفق نباشیم شانس‌مان برای برقراری ارتباط با کیفیت بالا به شدت کاهش می یابد. خوشبختانه ارتباط چشمی موثر، مهارتی اکتسابی است که با مطالعه و تمرین میتوان به آن دست یافت. در این مقاله به بررسی موثرترین راهکارهای تقویت ارتباط چشمی و روانشناسی ارتباط چشمی پرداخته می‌شود. همچنین بعضی از اشتباهات مهلک در برقراری ارتباط چشمی بررسی می‌گردد. این اشتباهات، گاه، بعلت ترجمه صرف منابع لاتین و عدم درک صحیح تاثیر فرهنگ بر نحوه برقراری ارتباط چشمی بوجود می‌آید. پس از خواندن این مقاله شما قادر خواهید بود هر گونه مشکل در برقراری ارتباط چشمی موثر را به موثرترین و آسان‌ترین شکل ممکن رفع نمایید.

باهم در ارتقا باشیم…

تقویت ارتباط چشمی موثر

وقتی صحبت از ارتباط چشمی موثر به میان می‌آید اولین نکته، صرفا نگاه‌کردن به چشمان شخص مقابل است. اما این همه داستان نیست. از آنجایی که واکنش‌های چشم به محرک‌های بیرونی مانند غم، شادی، تعجب و… عموما غیر ارادی است، لذا ارتباط چشمی واکنش طبیعی و غریضی به حساب می‌آید. همه ما قبول داریم که می‌توان احساسات را با نگاه منتقل و دریافت کرد. ارتباط چشمی موثر با توجه به شرایط مختلف می‌تواند متفاوت باشد. برای مثال نوع ارتباط چشمی با دختر یا ارتباط چشمی با مردان در یک جمع دو یا چند نفره با ارتباط چشمی در هنگام ارائه چندصد نفره کاملا متفاوت است. در ادامه به تکنیک‌های لازم برای تقویت ارتباط چشمی موثر، متناسب با هر موقعیت می‌پردازیم.

ارتباط چشمی عاشقانه

در ارتباط چشمی عاشقانه، شما نگاه خود را مستقیما به چشمان طرف مقابل می‌دوزید. مانند اینکه چشمان شخص مقابل را دروازه‌ای برای ورود به قلب معشوقتان می‌دانید. اگر شما عمیقا به طرف مقابل علاقه داشته باشید، مردمک چشمانتان گشادتر و پلک‌هایتان اندکی سنگین می‌گردد. در این حالت اصطلاحا چشمان یکدیگر  را خمار خواهید دید! ارتباط چشمی عاشقانه قوی‌ترین و پراحساس‌ترین نوع ارتباط در بین انواع ارتباط چشمی است. به طور خلاصه، برای اینکه بخواهید به این نوع نگاه خود عمق ببخشید، احساسات خود را آزاد کرده و سعی کنید خود را محو در چشمان شخص مقابلتان کنید.

ارتباط چشمی موثر برای جلسات دونفره

مطالعات بسیار زیادی برای ارتباط چشمی دونفره انجام شده است. در این بین، موثرترین و آسان‌ترین روش؛ حرکت چشم بر روی راس‌های یک مثلث فرضی است. به این ترتیب که شما یک مثلث را بین چشمها و دهان شخص مقابل فرض می‌کنید (فلش های قرمز در عکس ذیل). ترجیحا تمرکز خود را روی چشمی سمت راست قرار دهید. بعد نگاه خود را به سمت چشم چپ و سپس دهان و لب‌های مخاطب خود اختصاص دهید. توصیه شده‌است که بیش از نیمی از تمرکز شما بر روی چشم راست، سی درصد بر روی چشم چپ و حدود بیست درصد بر روی دهان مخاطب باشد. این نوع نگاه، نشان‌دهنده اهمیت‌دادن شما به مخاطب و دربردارنده این پیام است که شما و شخص مقابل در یک جایگاه قرار دارید و از ارزش و اهمیت یکسانی برخوردارید.

در هر ۱۰ دقیقه، خصوصا در صورتی که شما صمیمیت زیادی با فرد مقابل ندارید، نگاه خود را بدزدید. دزدیدن نگاه به این معنا است که نگاه خود را متمرکز نقطه‌ای به جز خود شخص نمایید. این کار را می‌توانید با مکث چند ثانیه‌ای و نگاه به گوشه اتاق- گو اینکه در حال یادآوری چیزی هستید- انجام دهید.

روانشناسی ارتباط چشمی

در صورتی که شما تمایل دارید خودتان را بالاتر از فرد مقابل ببینید راس سوم مثلث فرضی را بجای دهان، به پیشانی فرد ببرید (فلش های آبی در عکس ذیل). این نوع نگاه، القا کننده نوعی تحکم شما است. شما با این ارتباط چشمی، اظهار می‌دارید که من دربرابر شما قدرت بیشتری دارم! طبیعتا در صورتی که جایگاه شخص مقابل بالاتر از شما باشد، این گونه ارتباط چشمی، حکم یک اشتباه مهلک را بازی خواهد کرد.

در شرایطی که میخواهید با ارتباط چشمی، موضع ضعف خود را بپذیرید، راس سوم مثلث فرضی را بجای دهان، بر روی سینه و گردن شخص قرار دهید (فلش های زرد در عکس ذیل). این نوع نگاه بیان‌کننده این موضوع است که من قبول دارم شما در سطح بالاتری از من قرار دارید. مشکل در برقراری ارتباط چشمی با رعایت این سه حالت ساده اما موثر، تا حد زیادی رفع می‌گردد.

ارتباط چشمی موثر | تقویت ارتباط چشمی | ارتباط چشمی با دختر

 

تقویت ارتباط چشمی موثر در یک ارایه

همچنان‌که ارتباط چشمی موثر در یک ارتباط دونفره می‌تواند کیفیت ارتباط را بسیار بالا ببرد؛ این موضوع در سخنرانی برای جمعیت زیاد نیز حائز اهمیت می‌باشد. برای این موضوع باید به دونکته اساسی توجه کنید.

اول اینکه سعی کنید در دقایق ابتدایی سخنرانی، چندین چهره شاد و مثبت، که به صحبتهای شما، به خوبی پاسخ می‌دهند پیدا کنید. در گام بعدی، عموم تمرکز خود را بر روی این چهره‌ها بگذارید. نکته دوم این است که نگاه شما نباید معطوف به بخشی از سالن باشد. برای این منظور میتوانید یک حالت زیگزاگی w را در نظر بگیرید. با این الگو و به شکلی نامحسوس می‌توانید به خوبی نگاه خود را بین تمامی جمعیت در حرکت نگه دارید. با هرنگاه به چهره‌ هر فردی، لبخندی خاص را با اندکی تامل به مخاطب خود هدیه دهید. سعی نمایید که با نوعی اکراه ارتباط چشمی خود را از مخاطبی قطع و سمت به مخاطب دیگر ببرید.

برای اطلاعات بیشتر جهت داشتن ارائه خوب توصیه می‌کنم مقاله کامل ” چگونه ارائه خوبی داشته باشیم | هرآنچه برای یک ارائه موفق نیاز دارید!” را در سایت ارتقا مطالعه بفرمایید.

مشکل در ارتباط چشمی موثر؛ چه زمانی ارتباط چشمی برقرار نکنیم؟

در صورتی که اشتباهی مرتکب شده‌اید، یا میخواهید از فردی عذرخواهی کنید باید سطح برقراری ارتباط چشمی خود را کاهش دهید. چراکه در غیر این صورت، ممکن است به نوعی پررویی متهم شوید.

اگر شما با افرادی که با فرهنگ شرق آسیا خو گرفته‌اند درحال ارتباط هستید، باید سطح ارتباط چشمی خود را پایین آورید. برخلاف این موضوع در کشورهای غربی و اروپایی، عدم برقراری ارتباط چشمی مستقیم به نوعی کم‌اهمیتی تلقی می‌گردد.

در شرایطی که شما برای بار اول میخواهید با فردی غریبه ارتباط چشمی برقرار کنید باید به دقت واکنش‌های وی را بررسی کنید. در فرهنگ ما خصوصا هنگام برقراری ارتباط دو جنس مخالف، سطح ارتباط چشمی موثر کاهش پیدا می‌کند. توجه داشته باشید در صورتی که حس‌کردید مخاطب شما از برقراری ارتباط چشمی مستمر ناراضی است، بهتر است سطح آن‌را کاهش دهید. درست است که در فرهنگ غربی زل زدن به جنس مخالف نهایت لطف و علاقه را می‌رساند اما در فرهنگ ایرانی، این حرکت در ابتدای شکل‌گیری یک رابطه، امری ناشایست و مذموم تلقی می‌گردد. نکته مهم اینجاست که در هر شرایطی نباید ارتباط چشمی به شکل کامل، در طول ارتباط قطع گردد.

 

نویسنده: مجید شاه محمدی

 

 

سایر مقالات ارتقا:

 

کمال گرایی یا کمال طلبی چیست؟ آیا من فرد کمال طلبی هستم؟

قانون ABC در برنامه ریزی فردی

تحلیل سوات یا SWOT چیست؟ تحلیل SWOT به چه صورتی انجام میگردد؟