ارتباط موثر

انسانیت برتر از ارتباط موثر آمد پدید!

مدت زمان تخمینی برای مطالعه این مقاله ی تخصصی از سری ارتباط موثر، ۵ دقیقه می باشد.

زمانی که دوست عزیز و بزرگوارم جناب شاه محمدی، مسئولیت تدوین دوره رایگان ارتباط موثر را عهده دار شدند، طبق تجربه ی نشست و برخاستی که بیش از ۱۰ سال است با ایشان دارم، اگر محافظه کاری پیشه کنم و نگویم بهترین، مطمئن و مسرور بودم که یکی از بهترین دوره های ارتباط موثر کشور را در سایت ارتقا خواهیم داشت. لذا با توجه به وسواسی که تاکنون در مطالب ارائه شده در ارتقا –چه در سایت، چه در دوره های حضوری و چه در شبکه های مجازی- داشته ام، می دانستم این دوره هیچ نیازی به کنترل کیفی ندارد. امروز که داشتم به روند پیشرفت سایت و روند اجرای امور توسط تیم و مدرسین ارتقا فکر می کردم، به ذهنم رسید تا نکته ی کوچکی را در قالب این مقاله، برای دوره ی ارتباط موثر بنگارم! نکته ای کمیاب که از کتاب شش عادت مرمان موثر استفان کاوی آموختم و چندسالی است آن را تمرین میکنم. نتایج شگفت انگیز آن در سراسر زندگیم مشهود است و البته مهمتر از همه حس خوبی که همواره دارم مدیون این نکته ام.

افرادی که مرا می شناسند، با این اخلاق من آشنا هستند که عقیده دارم اگر از هر سمینار و کتاب و دوره ی آموزشی، تنها بتوانم دو نکته را بیاموزم، این دو نکته در قبال زمان و هزینه ای که گذاشته ام برایم کاملا کافی خواهد بود و احساس رضایت بالایی خواهم داشت. چندین سال پیش که کتاب شش عادت مردمان موثر را برای اولین بار خواندم، با اینکه کتابی بود سرشار از نکات نغز و آموزنده –که فروش ۱۶ میلیونی آن در جهان، گواه از این ادعا دارد- اما طبق عادت، دو نکته ای که برایم جذابیت بالاتری داشت و به همه ی زمانی که گذاشته بودم می ارزید و البته نکاتی بودند که تاثیر باور نکردنی در زندگی من داشتند، توجه بیشتری از من جلب کردند. در این مقاله کوتاه سعی دارم یکی از این نکات را با خواننده ی محترم در میان بگذارم. نکته ای که طبق تجربیات من حتی اگر هیچ از ارتباط موثر ندانید، باز ارتباطات شما را موثر خواهد نمود!

اما آن نکته چیست؟

زمانی، چه در کشور ما و چه در سایر کشور های جهان، صداقت، جزو ارزشمندترین مراتب اخلاق بود. به مرور زمان آموزگارانی پیدا شدند و شروع به تدریس تکنیک های ارتباط موثر نمودند؛ در ابتدا برای مدیران و بعدها در سطح همه افراد جامعه. مدتی گذشت و این اشتباه در جامعه رایج گردید که دیگر نقش صداقت و راستی و اخلاق در ارتباطات کم رنگ شده و جای خود را به تکنیک های رنگارنگی داده که از آن به عنوان معجزه ارتباط موثر یاد می کنند! هرچند به شخصه اعتقاد فراوانی به یادگیری این تکنیک ها دارم اما نکته ای که استفان کاوی در کتاب شش عادت مردمان موثر به من گوشزد کرد، این بود که انسان ها چه دارای مهارت های ارتباط موثر باشند و چه فاقد این مهارت ها باشند، چه باسواد باشند و چه بی سواد، انسانیت را خیلی خوب می فهمند. حتی اگر استادِ مسلمِ مهارت ها و تکنیک های ارتباط موثر نیز باشید، اگر غَل و غَشی در منظورتان و یا عدم صداقتی پشت این مهارتتان باشد، انسان ها ناخودآگاه متوجه این عدم صداقت خواهند شد! شاید حتی بتوانید چند ساعت، چند روز و حتی چندین ماه با استفاده از این مهارت ها و تکنیک ها، مَرکَبِ مقصود خود را به پیش برانید اما عاقبت اگر صداقت و خوبی پشت رفتار شما نباشد، رسوایی را تجربه خواهید کرد.

احتمالا برای شما هم پیش آمده که بگویید فلانی آدم خوبی بنظر میرسد اما نمی دانم چرا به او اعتماد ندارم؟! این همان تشخیص ناخودآگاه شماست که اگر وی با شما صادق نباشد، دیر یا زود می فهمید علت این عدم اعتماد چه بود. البته این حرف به این معنا نیست که همیشه حق با شماست! عدم پیش داوری و عدم قضاوت خود از ارکان مهم ارتباط موثر است که بنده روی آن تاکید موکد دارم. اما تمام نکته ای که می خواهم به شما بگویم این است که هرچقدر هم که در ارتباط موثر ماهر شوید و در ادامه ی این دوره این نکات را که توسط دوست عزیزم بیان می گردد، به خوبی رعایت کنید، باز اگر صادق نباشید و بهتر بگویم اگر انسان خوبی نباشید، دیر یا زود کاری از دست این مهارتتان نیز ساخته نیست!

اما چند تمرین برای آنچه در بالا گفته شد:

۱. از امروز سعی کنید دروغ نگویید! بسیاری از افراد عادت به دروغ گویی کرده اند. وقتی می گویم دروغ، منظورم این نیست که حتما دروغ عجیب و غریبی گفته باشیم! همین که کسی به شما تلفن می کند و جوابش را بدلیل اینکه در سرویس بهداشتی بودید، نمی دهید و زمانی که با او تماس گرفتید، ابراز می کنید که سرم شلوغ بود یا در حال استحمام بودم، دروغ گفته اید! میتوانید توضیحی ندهید ولی اگر توضیح دادید راستش را بگویید. حال آنکه سیستم زندگی و آموزش در ایران طوری است که اکثر انسان ها بدون دلیل از گفتن حرف راست امتناع می کنند! در صورتی که اگر از خودشان بپرسید چرا راستش را نگفتی، دلیل قانع کننده ای نخواهند یافت. یادتان باشد که در انجام این تمرین قرار نیست کمالطبی کنید! اگر شما هم جزو افرادی هستید که خجولی یا سیستم زندگی، شما را وادار کرده تا ناخواسته از راست گویی پرهیز کنید -لطفا با خودتان صادق باشید- کم کم سعی کنید این رفتار را کمتر تکرار نمایید. شاید حتی بیش از یک سال زمان ببرد تا به کل این عادت را از سر بیرون کنید اما نگران نباشید! همین که شروع به این کار نمایید خودتان خواهید دید که چقدر در ارتباط با دیگران احساس خشنودی دو طرفه می کنید!

۲. در تکمیل تمرین قبلی شاید بگویید این که همه جا راست بگوییم، دور از ارتباط موثر است! بله! شاید وقتی جلسه ی مهمی با یک فرد بالا مقام دارید و خواب مانده اید و نیم ساعت دیرتر در جلسه ظاهر شده اید، اصلا برای طرف مقابل خوشایند نباشد که بجای بهانه ی ترافیک بگویید که خواب مانده ام! اما به یاد داشته باشید که اگر آنجا صادق باشید و آن فرد هم از شما برنجد اما باز یک برگ برنده دارید! آن برگ برنده این است که آن فرد شما را صادق خواهد یافت و اگر قرار باشد دفعه بعد بخاطر ترافیک تاخیر کنید، دیگر می داند که شما ترافیک را بهانه نکرده اید و آنچه را که راست بوده است، گفته اید.

۳. به یاد داشته باشید که یک فروشنده ی موفق، یاری رسان موفق تری است! شاید بگویید من شغلم فروشنده نیست اما بدانید که ما در هر لحظه در حال فروش هستیم. حتی وقتی در حال نوازش کودکی هستید به او مهربانی میفروشید و در قبالش چیزهای مختلفی از جمله توجه و حس خوب و … میگیرید. چه شغلتان فروشنده باشد و چه نباشد همیشه سعی کنید در فروش، سود شخصی را از سر بیرون کنید و خود را به عنوان یک یاری رسان ببینید. در این صورت مطمئن باشید که هم فروش خواهید کرد و هم سود. اگر یک جنس ارزان هم کار مشتری شما را راه می اندازد نیاز نیست برای سود بیشتر جنس گران تر و یا اجناس اضافی تری به او بفروشید! اگر این کار را بکنید، شاید در آن لحظه سود کرده باشید اما یادآور می شوم اینجا شما از عزت نفس خود مایه گذاشته اید و در آخر بازنده کسی است که از عزت نفس خود، بیشتر خرج کرده باشد حتی اگر سود مادی بالایی هم به دست بیاورد!

۴. غیبت نکنید! اگر از بحث توصیه های دینی و مذهبی بگذریم، مهمترین پیامدی که غیبت کردن دارد، ضربه ای است که به عزت نفس شما وارد می کند! هرگاه پشت سر کسی بدگویی می کنید، نا خواسته در حال خالی کردن کیسه ی عزت نفس خود هستید! متاسفانه کمتر پیش می آید در جمعی باشیم و غیبت شخص غایبی نشود و بسیاری از افراد حتی علیرغم میل باطنی و تنها برای اینکه با جمع گرم بگیرند، وارد بحث می شوند. اما از این پس شما این کار را نکنید. حتی اگر نظر شما را هم خواستند سعی کنید به حُسن، از آن شخص سخن بگویید!

۵. تا می توانید به دیگران کمک کنید! اگر کتاب سطل شما چقدر پر است را خوانده باشید این نکته را می دانید که هرگاه حس خوبی را به فرد دیگری منتقل میکنید، خودتان نیز همانقدر حس خوب دریافت خواهید کرد! البته منظورم این نیست که خود و خانواده خود را فدای نیکی به دیگران کنید. اما اگر دیدید جایی شخصی نیاز به کمک دارد، اگر کاری از دستتان برآمد، برای او انجام دهید.

۶. و تمرین آخر! سعی کنید انسان خوبی باشید. خودتان می دانید چگونه! شاید زمان بر باشد، شاید متحمل هزینه شوید. اما تمرین کنید تا انسان خوبی باشید! در نهایت مطمئنم که سود بزرگتری را بدست می آورید!

ممنون خواهیم بود اگر سوالات و نظرات خود را در بخش دیدگاه ها (پایین صفحه) با ما در میان بگذارید.

 

نویسنده: پویا معتمدی

 

سایر مقالات ارتقا در باب ارتباط موثر:

چگونه سر صحبت را باز کنیم

ارتباط چشمی موثر

 

سایر مقالات ارتقا:

قانون ABC در برنامه ریزی فردی

تحلیل سوات یا SWOT چیست؟ تحلیل SWOT به چه صورتی انجام میگردد؟

تفویض اختیار چیست؟

 

 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا میخواهید به گفتگو ملحق شوید؟
نظر خود را با به اشتراک بگذارید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده + 17 =